و اما « ابوذر » كه رسولخدا ( ص ) درباره او فرموده است :
« ما اظلّت الخضراء و ما اقلّت الغبراء من رجل اصدق لهجة من ابىذر »
« آسمان نيلگون و زمين تيره ، راستگوتر از ابىذر را در سايه و بر پشت خود نديدهاند » « 1 »
مقايسه خبرهاى سيف با اخبار ديگران
ذهبى در اخبار فتنههاى دوران عثمان گويد : « از زهرى روايت شده كه گفته است : « عثمان به خلافت رسيد و شش سال آن را بدون آنكه با اشكالى از سوى مردم مواجه شود ، سپرى كرد و نزد مردم از عمر محبوبتر بود . چون عمر به آنها سخت مىگرفت و عثمان كه به حكومت رسيد با آنها به نرمى و نيكى رفتار كرد . سپس در كار آنها سستى نمود و در شش سال دوم ، خويشاوندان و اهلبيت خود را به كار گرفت و خمس مصر يا آفريقا را به مروان بخشيد و خويشاوندانش را در بخشش اموال بر ساير مسلمانان ترجيح داد و آن را به « صله رحم » ى تأويل و توجيه كرد كه خدا بدان فرمان داده است . اموال را گرفت و بيتالمال را به وام برداشت و گفت : « ابوبكر و عمر حق خود را از آن رها كرده بودند و من آن را گرفته و در بين خويشانم تقسيم كردهام » كه مردم اين كار او را انكار كردند » . « 2 »
مىگويم : « از جمله اشكالاتى كه بر او داشتند ، عزل « عميربن سعدِ » صالح و زاهد ، از حكومت « حمص » و افزودن آن به قلمرو معاويه بود . و نيز ، « عمروبن عاص » را از مصر برداشت و « ابنابى سرح » را به جاى او قرار داد ، و « ابوموسى اشعرى » را از بصره برداشت و « عبداللّهبن عامر » را به جاى او منصوب كرد ، و
هامش
( 1 ) - سنن ابنماجه ، مقدمه ، باب 11 حديث 156 . سنن ترمذى ، كتاب المناقب ، باب مناقب ابىذر . مسند احمد ، ج 2 ص 163 و 175 و 223 ، و ج 5 ص 351 و 356 ، و ج 6 ص 444 ، و طبقات ابنسعد ، چاپ اروپا ، ج 4 قسمت اول ص 168 .
( 2 ) - تاريخ الاسلام ذهبى ، ج 2 ص 122 .