مسجد ، مكه و مدينه » . « 1 »
سيف زنديق سپس در ساختههاى خيال خود به بيان چگونگى بازگشت مرتدان به اسلام پرداخته و در روايات جعلى خود چنان مىنمايد كه همه آنها با زور شمشير به اسلام بازگشتهاند ، كه از جمله افسانههاى او درباره جنگهاى ارتداد ، افسانه « جنگ اخابث » به گونه زير است :
ارتداد عكّ و اشعرين و داستان طاهر ربيب رسولخدا ( ص )
سيف درباره داستان « جنگ اخابث » و قبيله « عكّ » گويد : « اولين قبايلى كه در تهامه پيمان شكستند ، قبايل « عكّ و اشعرين » بودند كه چون خبر وفات پيامبر بدانان رسيد اجتماع كرده و در أعلاب - راه ساحل - اردو زدند . « طاهر » آن را به ابىبكر گزارش كرد و سپس با « مسروق عكّى » به سوى آنان رفت تا بدانها رسيد . سپس جنگيدند و خداوند آنها را فرارى داد و به سختى بكشت و بوى گند كشتههايشان راهها را فرا گرفت ، و كشته شدن آنها فتحى عظيم بود » .
و ابوبكر - پيش از آنكه نامه دوم طاهر و خبر پيروزى وى به او برسد - پاسخ طاهر را چنين داد : « نامهات را كه در آن از بسيج و حركت به سوى اخابث در اعلاب خبر داده بودى ، دريافت كردم . كار درستى كردى ، اين شورش را با سرعت سركوب كنيد و امانشان ندهيد و تا دستور بعدى من در اعلاب بمانيد » و اين اجتماع و كسانى كه تا به امروز به راه آنها رفتهاند ، « اخابث » ناميده شدند و آن راه ، راه اخابث ؛ و طاهربن ابىهاله در اينباره گفته است :
« و واللّه لولا اللّه لا شىء غيره * لما فض بالاجراع جمع العثاعث
هامش
( 1 ) - البداية و النهاية ، ج 6 ص 312 .