ابىبكر و صحابه و راويان اين داستان ، به دنبال آن است كه بگويد : « پس از رسولخدا ( ص ) همه مردم مرتد شدند مگر قريش و ثقيف ! و مسلمانان بدينگونه با آنها جنگيدند و نابودشان كردند ! » و ما همه اين اخبار و اسناد آنها را در شرح حال « طاهربن ابىهاله » چهره خيالى سيف ، در جلد اول كتاب « يكصد و پنجاه صحابى ساختگى » مورد نقد و بررسى قرار دادهايم .
اين تنها يكى از « جنگهاى ارتداد » است كه سيف آن را ساخته و پرداخته است ؛ او جعليات و ساختههاى خيالى ديگرى نيز درباره « جنگهاى ارتداد » دارد كه آنها را چنين ناميده است : « ارتداد قبيله طىّ ، ارتداد قبيله امّزمل ، ارتداد مردم عمان و مهره ، ارتداد اول مردم يمن و ارتداد دوم آنها »
سيف ارتداد اين قبايل و سرزمينها و جنگهاى آن و جنگهاى ارتدادى ديگر را ساخته و به زمان ابوبكر نسبت داده و در همه آنها دروغها بافته و تهمتها زده و كشتههاى بىشمار نشان داده و صحنههاى خيالى هولناكى به تصوير كشيده كه چهره نورانى تاريخ اسلام را سياه كرده است ! او همچنين در اخبار فتح سرزمينها نيز ، معركهها و حوادث خيالى و كشتار و نابودى بىنظيرى را به سپاه مسلمانان نسبت مىدهد كه هرگز وجود خارجى نداشتهاند ، مانند :
فتح « أليس » و تخريب « امغيشيا »
طبرى داستان فتح « أليس و امغيشيا » ى خيالى منسوب به نواحى عراق را از سيف روايت كرده كه درباره داستان « أليس » گويد : « آنها به سختى جنگيدند و مشركان كه اميدوار ورود « بهمن جاذويه » به صحنه نبرد بودند سرسختى بيشترى نشان مىدادند و مسلمانان براى رسيدن به آنچه خدا مقدر كرده بود ، شكيبايى كرده و بر آنها مىتاختند و خالد گفت : « خدايا با تو پيمان مىبندم كه اگر آنها را تسليم ما كردى ، هيچيك را باقى نگذارم تا نهرشان را از خونشان جارى سازم ! » سپس خداى عزّ و جل آنها را در اختيار مسلمانان گذارد و خالد فرمان داد تا