آرى ، امّ المؤمنين عايشه بدينگونه بدگوئى از عمار را پاسخ مىدهد ولى در برابر بدگوئى از امام على ( ع ) سكوت مىكند .
و در صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب روايت كنند كه عايشه گفت :
« رسولخدا ( ص ) مردى را به فرماندهى « سريّه » اى برگزيد و او در نمازهاى جماعت با يارانش سوره «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
» را قرائت مىنمود . چون بازگشتند و به رسولخدا خبر دادند فرمود : « از او بپرسيد براى چه اين كار را مىكرد » پرسيدند و گفت : « براى آنكه اين سوره صفت خداى رحمان است و من قرائت آن را دوست دارم » و رسولخدا ( ص ) فرمود : « به او خبر دهيد كه خدا دوستش دارد » . « 1 »
به نظر شما اين مردى كه خدا دوستش دارد و عايشه از ذكر نامش خوددارى مىكند ، كيست ؟ بديهى است كه اگر پدرش خليفه ابوبكر يا خليفه عمر و يا يكى از خويشاوندان وى مانند پسر عمويش طلحه بود ، نام او را بيان مىداشت ، و شگفت آنكه ما هر چه در مصادر مكتب خلفا بررسى كرديم ، نام آن مرد را نيافتيم ؛ بناچار مصادر مكتب اهلالبيت را مورد بررسى قرار داديم و خبر را در تفسير سوره اخلاص در تفسير « مجمع البيان » و تفسير « برهان » و باب معناى
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
كتاب توحيد شيخ صدوق ( ت 381 ه - ) يافتيم كه از « عمرانبن حصين » صحابى پيامبر ( ص ) چنين روايت كند :
« پيامبر ( ص ) « سريّه » اى را با فرماندهى على ( ع ) به ماموريت فرستاد و چون بازگشتند از آنها سؤال كرد و گفتند : همه چيزش خوب بود جز آنكه در تمام نمازهايمان سوره
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را قرائت كرد . فرمود : « چرا چنينكردى ؟ » عرض كرد : « چون
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را خيلى دوست دارم » و پيامبر فرمود : « چون
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، كتاب صلاة المسافرين ، حديث 263 . صحيح بخارى ، كتاب التوحيد ، ج 4 ص 182 .