امالمؤمنين عايشه براى جنگ با امام على ( ع ) نيازمند بسيج مردم بود و هر چه را كه در اين راه مفيد مىدانست بيان مىداشت ؛ چنان كه اين گفتگو نيز ابتدا به ساكن و بدون مقدمه نبوده ، بلكه مشابه نوعى استدلال است و نشان مىدهد كه عنوان « وصى » پيامبر براى امام على ( ع ) امرى مسلم و مشهور بوده است و اين موضعگيرى او متناسب با آن واقعيت تاريخى است . و نيز ، متناسب با موضعگيريهاى ديگر او در مقابله با امام على ( ع ) مىباشد . چنان كه ابنسعد نيز از عايشه روايت كند كه درباره بيمارى رسولخدا ( ص ) گفت :
« پيامبر در حالى كه پاهايش بر زمين كشيده مىشد ، در ميان دو مرد : ابنعباس - يعنى فضل - و مردى ديگر ، بيرون آمد » عبيداللّه گويد : آنچه گفت به ابنعباس گفتم و او گفت : « آيا مىدانى آن مرد ديگرى كه عايشه نام نبرد كيست ؟ » گفتم : نه ، ابنعباس گفت : « او على بود كه جان عايشه از بيان هرگونه فضيلتى براى او ناخرسند است ! » « 1 »
و در حديث ديگرى در مسند احمد گويد :
« مردى نزد عايشه آمد و به بدگوئى از على و عمار پرداخت . عايشه گفت : « اما على ، من درباره او با تو سخنى ندارم ، و اما عمار ، من از رسولخدا ( ص ) شنيدم كه دربارهاش مىفرمود : « او بين دو كار مخيّر نمىشود مگر آن كه بهترينش را انتخاب مىكند » . « 2 »
هامش
( 1 ) - طبقات ابنسعد ، چاپ بيروت ، ج 2 ص 232 . بخارى نيز در صحيح خود ، ج 3 ص 63 گويد : « ابنعباس گفت : آيا مىدانى آن مرد ديگرى كه عايشه نام نبرد كيست ؟ گفتم : نه ، ابنعباس گفت : او على بن ابىطالب بود » بخارى سخن ابنعباس را كه گفت : « جان عايشه از بيان هرگونه فضيلتى براى او ناخرسند است » از اين حديث حذف كرده است .
( 2 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 113 .