و به سوى راه راست رهنمون گرديديم .
اى دشمن ما در جامه دوست !
تو در ميان « وصىّ » و صدّيق
جز فريبكارى اجنبى نيستى
پس ، به چه دليل « وصىّ » و قيّم ما باشى ؟ »
* * * آنچه را كه درباره « وصىّ و وصايت » يادآور شديم ، همگى در نزد پيروان مكتب خلفا - از قرن اول هجرى تا قرن چهاردهم - مشهور و شناخته شده است . همانگونه كه آن مرد « ضبىِّ » سپاه عايشه در جنگ جمل سرود و گفت :
« نحن بنو ضبّة اعداء على * ذاك الذى يعرف قدما بالوصى »
« ما فرزندان « ضبّه » دشمان على هستيم !
همان كسى كه از قديم به « وصى » معروف و شناخته شده است ! »
آنها امام على ( ع ) را « وصى » پيامبر مىدانستند و او و يازده فرزندش را با لقب « اوصياء » مىشناختند . چنان كه خليفه عباسى هارون الرشيد در داستان پيشگوئىاش از درگيرى امين و مأمون نيز آن را بيان داشت .
آرى ، آنها امام على ( ع ) را ، غافلانه و بدون توجه به محتوا و عمق معنا ، لقب « وصى » مىدادند . اما در حال تنبّه و آگاهى از معنا و مغز اين لقب ، گاهى انكارش كرده و زمانى كتمانش مىنمودند و در برخى از اوقات نيز ، آن را از جايگاهش تحريف و منصرف مىساختند ، كه نمونههاى آن را به زودى در بحثهاى آينده بررسى خواهيم كرد - انشاءاللّه .