سر آن منازعه و ستيز كردند . و اهل « اين امر » نيز كسانىاند كه خداوند متعال آنان را در اين آيه ذكر فرموده است : «
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
» « 1 » « اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد اين رسول را و [ اطاعت كنيد ] اولىالأمر خودتان را » .
رسولخدا ( ص ) اگرچه در اينجا - يعنى در بيعت عقبه - « اولىالأمر » پس از خود را به خاطر حكمت و مصلحت مشخص نفرمود ، چون « ولىّ امر » پس از او ، از قبيله انصار نبوده و شايد برخى از بيعت كنندگان در آن روز تحمل آن را نداشتند ، ولى از آنها بيعت گرفت كه هرگاه تعيين و مشخصاش فرمود ، با او منازعه و ستيز ننمايند .
رسولخدا ( ص ) پيش از « بيعت عقبه » و در جمعى كوچكتر از آن ، « ولى امر » پس از خود را تعيين و مشخص فرموده بود ؛ در اولين مرتبهاى كه خويشاوندان نزديكش را به اسلام دعوت كرد . چنان كه بسيارى از محدثان و سيرهنويسان مانند : طبرى و ابنعساكر و ابناثير و ابنكثير و متقى هندى و ديگران « 2 » از امام على بن ابىطالب ( ع ) روايت كردهاند كه فرمود : « هنگامى كه آيه : «
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
» « 3 » بر رسولخدا ( ص ) نازل شد ، آن حضرت مرا فرا خواند و فرمود :
« يا على ! خداوند فرمانم داده تا خويشاوندان نزديكم را انذار نمايم ، و من از آن
هامش
( 1 ) - نساء / 59 . تفسير اين آيه و احاديث رسيده از رسولخداص درباره آن در بحثهاى بعد مىآيد - انشاءاللّه .
( 2 ) - عبارت متن از طبرى است . تاريخ طبرى ، چاپ اروپا ، ج 3 ص 1171 - 1172 . تاريخ ابنعساكر تحقيق محمودى ، ج 1 شرح حال امام عليع . تاريخ ابناثير ، ج 2 ص 222 . شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد ، ج 3 ص 263 . تاريخ ابنكثير ، ج 3 ص 39 كه الفاظ را حذف كرده و گويد : كذا و كذا ! كنزالعمال متقى هندى ، ج 15 ص 100 و 115 و 116 و سيره حلبيه نشر كتابفروشى اسلاميه ، ج 1 ص 285 .
( 3 ) - شعراء / 214 .