بيعت بگيرد تا پس از او « ولى امر » شان باشد . بدين خاطر ، در اين مقام به همين اندازه بسنده كرد كه از آنان بيعت بگيرد كه « با او درباره « اين امر » منازعه و ستيز ننمايند » .
ولى در اينجا او را براى خويشاوندان نزديكش - در يك گفتگو ، همانند مشاورهاى كه با اصحاب در غزوه بدر انجام داد - مشخص فرمود . زيرا ، آن حضرت در غزوه بدر نيز با آن كه سرانجام كار را مىدانست - چنان كه پس از پايان مشاوره اصحابش را از آن آگاه نمود و قتلگاه مشركان را بدانها نشان داد . - با وجود آن ، در ابتدا براى چگونگى اقدام با آنهامشورت نمود ، و در اينجا نيز چنان كرد . زيرا با آنكه سرانجام كار براى او روشن بود و مىدانست آنكه ياريش را مىپذيرد تنها امام على ( ع ) است ، با وجود آن ، تعيين وزير و وصى و خليفه بعد از خود را مشروط بر قبول يارى و همراهى در تبليغ اسلام نمود تا هر كدام خواستند در قبول پشگام شوند . و چون همگى از آن سر باز زدند و پسر عمويش على ( ع ) پيشگام شد ، گردنش را گرفت و آنش فرمود كه گذشت ، و فرمانشان داد تا اطاعتش نمايند .
* * * تا اينجا اهتمام رسولخدا ( ص ) به موضوع « امامتِ » بعد از خود را ديديم ، كه در جايى امام بعد از خود را معرفى فرمود و در جايى ديگر بيعت گرفت تا با او ستيز و منازعه ننمايند و در غير اين دو مورد نيز با طمع كنندگان به مقام امامت مقابله و آنها را طرد فرمود .
اينك براى اينكه بدانيم رسولخدا ( ص ) تا چه اندازه به كار جانشين پس از خود اهتمام داشت ، اقدامات آن حضرت به گاه عزيمت به جنگ و غيبت از مدينه و تعيين جانشين بر مردم را بررسى مىنماييم .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٩٨