خود پرداختند و دويست تن سواره را با خالدبن وليد يا عكرمهبن ابىجهل پيش فرستادند . رسول خدا ( ص ) براى مقابله با آنها آماده شد و فرمود : « خداوند فرمانم داده تا بيعت بگيرم » و مردم به سوى آن حضرت آمده و بيعت مىكردند بر اينكه فرار نكنند . و گفته شد : تا پاى مرگ با آنها بيعت نمود . قريش نيز هيئتى را براى گفتگو و مذاكره فرستاد و آنها كه چنين ديدند ، ترسيدند و با رسول خدا ( ص ) مصالحه كردند . . . « 1 »
اين سه نوع از بيعت بود كه در زمان رسول خدا ( ص ) انجام شد :
الف - بيعت براى پذيرش اسلام .
ب - بيعت براى برپائى دولت اسلامى .
ج - بيعت براى جنگ با دشمنان اسلام .
البته بيعت سوم تجديد بيعت دوم بود . چه آنكه رسول خدا ( ص ) آنها را براى انجام عمره فراخوانده بود ، و چون حالت عمره به حالت جنگى بدل شد ، و حالت جديد مخالف امرى بود كه آنها را بدان فراخوانده و بهخاطر آن بيرون آمده بودند ، و چنان مىنمود كه گويا مخالف عهدى است كه با آنهابسته است ، بدينخاطر نيازمند اخذ بيعت براى اقدام تازه شد ، و آن را انجام داد ، و آن نيز نتيجه مطلوب بخشيد و مكيان را بترسانيد .
اين بحث را با شش روايت كه درباره بيعت و طاعت امام رسيده به پايان مىبريم :
1 - « ابنعمر » روايت كرده و گويد : « ما با رسول خدا بر شنيدن و اطاعت بيعت مىكرديم و سپس به ما مىفرمود : « در آنچه توانستى » . « 2 »
هامش
( 1 ) - امتاع الأسماع مقريزى ، ص 274 - 291 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، كتاب الأحكام باب البيعه حديث 5 . صحيح مسلم ، كتاب الاماره باب البيعه حديث 90 . سنن نسائى ، كتاب البيعة باب البيعه فى ما يستطيع الانسان .