تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
و قاضى ابوبكر محمدبن طيّب باقلانى متوفاى 403 ه - در كتاب تمهيد گويد : « جمهور اهل اثبات و اصحاب حديث گويند : « امام به‌خاطر فسق و ظلم و غصب اموال و ضرب و آزار و دست اندازى به نفوس محرّمه و تضييع حقوق و تعطيل حدود خلع و بر كنار نمىشود ، و خروج بر عليه او واجب نيست . بلكه واجب است او را موعظه نمايند و بيم دهند و در معاصى خدا از او پيروى ننمايند » . آنها در اين باره به اخبار متظافر و بسيارى استناد كرده‌اند كه از رسول خدا ( ص ) و صحابه درباره وجوب طاعت امامان رسيده و گويد : « اگر چه ستم كنند و اموال را بگيرند . » و آن حضرت فرموده است : « بشنويد و اطاعت نمائيد ، اگر چه عبد ناقص يا غلام حبشى باشد . و پشت سر هر نيكوكار و بدكارى نماز بگزاريد » . و روايت شده كه فرمود : « اطاعتشان كن ، اگر چه مالت را بخورند و پشتت را بكوبند » . « 1 »

استدلال پيروان مكتب خلفا در سده‌هاى اخير

پيروان مكتب خلفا در سده‌هاى اخير بيشتر به صحت برپائى خلافتِ گذشته براساس شوراى مسلمين در تعيين خليفه ، استدلال مىكنند و برخى از آن نتيجه مىگيرند كه « حكومت اسلامى » امروز نيز براساس بيعت برپا مىگردد ، و كسى كه مسلمانان با او بيعت كنند « حاكم اسلامى » مىشود و بر همه مسلمانان واجب است در اطاعتش بكوشند . اين ، ديدگاه مكتب خلفا در چگونگى تشكيل حكومت اسلامى و دلايل نظرى آنها بود . اكنون شايسته آن است كه پيش از شروع در نقد و بررسى آراى ايشان ، ابتدا « مصطلحات » ى را كه اين بحث بر مدار آنها مىگردد مورد بررسى قرار دهيم .
هامش
( 1 ) - التمهيد ، باب ذكر ما يوجب خلع الامام و سقوط فرض طاعته ، چاپ قاهره 1366 ه - كه ما فشرده آن را آورديم .