مخالفت ننمايم و از آن نكاهم . » پس ، عبدالرحمان با او بيعت كرد و مصافحه نمود و اصحاب شورى نيز با وى بيعت كردند و على كه ايستاده بود نشست و عبدالرحمان به او گفت : « بيعت كن و گرنه گردنت را مىزنم » و در آن روز با هيچ يك از آنها شمشير نبود . و گفته شده كه على خشمگين بيرون رفت و اصحاب شورى به او رسيدند و گفتد : « بيعت كن و الّا با تو مىجنگيم » و او با آنها به راه افتاد و آمد تا با عثمان بيعت كرد . » « 1 »
اين روايت در دو بخش دچار حذف و تحريف گرديده است : يكى در پيشنهاد اول عبدالرحمان به امام على ( ع ) كه « سيره شيخين » حذف شده و ديگرى در سخن امام ( ع ) كه با تصرف و حذف آخر آن آمده است . تمام اين روايت را يعقوبى ( 1 / 162 ) چنين آورده است :
« عبدالرحمان با على بن ابىطالب خلوت كرد و گفت : « خدا را بر تو گواه مىگيريم كه اگر به حكومت رسيدى در ميان ما به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر و عمر عمل كنى . » امام گفت : « در ميان شما تا آنجا كه بتوانم به كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل مىكنم . » پس از آن با عثمان خلوت كرد و به او گفت : « خدا را بر تو گواه مىگيريم كه اگر به حكومت رسيدى در ميان ما به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر و عمر رفتار كنى . » عثمان گفت : « با شما عهد مىبندم كه در ميانتان به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر و عمر عمل كنم . » سپس با على خلوت كرد و همان سخنان پيشينش را تكرار كرد و همان جواب را شنيد . و بعد با عثمان خلوت كرد و همان را گفت و همان را شنيد . و براى بار سوم با على خلوت كرد و همان سخنان را تكرار نمود و على گفت : « كتاب خدا و سنت پيامبرش نيازمند روش و عادت كسى نيستند ! تو مىكوشى كه اين حكومت را از
هامش
( 1 ) - انساب الأشراف ، ج 5 ص 21 .