نيكى كرد و نيازم را بر طرف نمود و در امامتش شريكم ساخت . » . « 1 »
بنابراين ، خليفه عمر سعيدبن عاص را آگاه نمود كه به زودى پس از او ، خويشاوند سعيد يعنى عثمان به خلافت مىرسد ، و نيزاز او مىخواهد كه اين راز را مستور بدارد . و از اين گفتگو آشكار مىشود كه موضوع خلافت عثمان تصميم بيتوتههاى شبانگاهى در حيات خليفه عمر بوده است و تعيين آن شش نفر در شورى ، براى آن بوده كه اين كار در نزد عموم به صورتى پسنديده جلوه نمايد ! اما دليل اينكه امام على ( ع ) در معرض شمشير و كشته شدن قرار مىگرفت - اضافه بر آنچه گذشت - باز هم روايتى است كه ابنسعد در شرح حال سعيدبن عاص آورده است كه : « عمربن خطاب به سعيدبن عاص گفت : « چه شده كه از ما روىگردانى گويا مىپندارى كه من پدرت را كشتهام ؟ من او را نكشتم بلكه على بن ابيطالب او را كشت . » « 2 » امام ( ع ) او را در بدر كشته بود .
آيا در اين سخن تحريك بر دشمنى با امام على و برانگيختن كينهها بر ضد او نهفته نيست ؟
امام على ( ع ) مىداند كه خلافت از او دور شده است
امام ( ع ) مىدانست كه خلافت از او دور شده و تنها بدانخاطر در شورى با آنها شركت نمود تا گفته نشود : « او خود خلافت را نخواست . » و دليل آنكه مىدانست براى او انديشه كردهاند ، حديث زير است :
بلاذرى در انساب الأشراف ( 5 / 19 ) روايت كند كه : « على به عمويش عباس شكوه كرد كه عمر گفته است : « با كسانى باشيد كه عبد الرحمنبن عوف در جمع
هامش
( 1 ) - طبقات ابنسعد ، شرح حال سعيدبن عاص ، ج 5 ص 20 - 22 چاپ اروپا .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 5 ص 20 - 22 و سيره ابنهشام ، ج 2 ص 277 . و سعيدبن عاص در زمان وفات رسول خداص حدودا نه سال داشت .