من دور بدارى ! » عبدالرحمان سپس با عثمان خلوت كرد و همان سخنان را تكرار نمود و همان جواب را شنيد و دست بيعت به او داد . »
و در تاريخ طبرى ( 3 / 297 ) و تاريخ ابناثير ( 3 / 37 ) در ذكر حوادث سال 23 هجرى روايت كنند كه چون عبدالرحمان در روز سوم با عثمان بيعت كرد امام على ( ع ) به او گفت :
« براى مدتى آن را ببخشيدى و اين اولين بارى نيست كه شما بر عليه ما همدست مىشويد . پس صبرى جميل پيشه سازم كه خدا بر آنچه جلوه مىدهيد مددكار من باشد . به خدا سوگند عثمان را به حكومت نرساندى مگر براى آنكه آن را به تو بازگرداند . و خداى را در هر روز تقديرى است . » « 1 »
بيعت امام على ( ع )
عثمان كشته شد و كار مسلمانان به آنها بازگشت و از هر بيعت پيشينى كه آنها را مقيد مىكرد برستند و به سوى على بن ابىطالب هجوم بردند و خواستار بيعت با او شدند . طبرى گويد :
« اصحاب رسول خدا ( ص ) نزد على ( ع ) آمدند و گفتند : « اين مرد كشته شد و مردم را به ناچار امامى بايد و ما امروز سزاوارتر از تو را براى آن نمىيابيم ، نه در سابقه و نه در خويشاوندى با رسول خدا ( ص ) . » امام گفت : « چنين نكنيد كه من وزير باشم بهتر است تا امير باشم . » گفتند : « نه ، به خدا سوگند ما هيچ كارى نمىكنيم تا با تو بيعت نمائيم . » گفت : « پس در مسجد باشد كه بيعت من پنهانى نباشد و جز با رضايت مسلمانان انجام نگيرد . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - اين روايت در عقدالفريد 3 / 76 نيز آمده است .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ص 152 - 153 و چاپ اروپا ج 1 ص 3066 . كنزالعمال ج 3 ص 161 حديث 2471 و تاريخ ابناعثم ص 160 - 161 .