« اجتهاد » و « مجتهد » كه در نزد مسلمانان درباره « فقه » و « فقيه » به كار مىروند ، در حالى كه اين دو لفظ در زبان عرب به معناى : « كوشيدن در طلب امر » و « كوشنده » است ، و به همين معنى در حديث رسول خدا ( ص ) نيز به كار رفته است . چنان كه از آن حضرت روايت شده كه فرمود : « فضل العالم على المجتهد مائة درجة » يعنى : « فضل عالم بر مجتهد و كوشنده در عبادت ( / عابد ) يكصد درجه است » « 1 »
« اجتهاد » و « مجتهد » به معناى « فقه » و « فقيه » در قرآن كريم و حديث شريف نبوى نيامده است ، و ما اين گونه نامگذارى را « عرف متشرعه » يا « نامگذارى مسلمانان » مىناميم .
برخى از اين گونه نامگذارىها چنان است كه تنها در نزد بخشى از مسلمانان شايع و رايج است ، مانند كلمه : « صوم زكريا » كه نزد برخى از مسلمانان ( / اهل كتاب پيش از بعثت ) در « صوم سكوت » به كار رفته است ، كه بهتر است اين گونه اصطلاح را به نام همان منطقهاى بناميم كه در آن رايج است و مثلًا بگوييم : اين اصطلاحِ مسلمانان بغداد است ، يا اصطلاح مسلمانان قاهره است ، و ناميدن آن به « اصطلاح مسلمانان » يا « عرف متشرعه » به نحو مطلق و غير مقيد صحيح نباشد .
همچنين است حال اسامى شايع در نزد پيروان برخى از مذاهب اسلامى يا برخى از فرقه هائى كه خود را به اسلام منتسب مىدانند ، مانندلفظ « شارى » و « مشرك » در نزد خوارج ، كه « شارى » در نزد آنها به معناى « مجاهد » در نزد عموم مسلمانان است ، و « مشرك » در نزد آنها ، همه مسلمانان و همه كسانى اند كه منتسب به خوارج نيستند .
و لفظ « رافضى » كه برخى از پيروان مكتب خلفا براى عيب جوئى بر پيروان مكتب اهلالبيت ( ع ) نهادهاند .
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : نهاية اللغة ابناثير ، ماده « جهد » .