تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
ابو عبيد از عبد الله بن صالح و او از ليث بن سعد و او از يزيد بن ابى حبيب نقل كرد كه عمر به عمرو بن عاصى نوشت : به هر كس كه زير درخت بيعت كرد « 1 » از عطايا دويست مقرر كن ، گويد كه منظور دويست دينار است ، و براى خود نيز به خاطر امارتت همان را قرار ده و خارجة بن حذافه را نيز به سبب دليريش از عطاى فزونتر برخوردار كن . ابو عبيد از عبد الله بن صالح و او از ليث بن سعد و او از محمد بن عجلان روايت كرد كه عمر ، اسامة بن زيد را بر عبد الله بن عمر برترى داد ، پس مردمان آن قدر به عبد الله گفتند تا وى با عمر سخن گفت و گفت : آيا كسى را كه از من برتر نيست بر من برترى مىدهى ؟ براى او دو هزار و براى من هزار و پانصد قرار داده‌اى . عمر گفت : اين كار به سبب آن كردم كه زيد بن حارثه از عمر نزد رسول الله ( ص ) محبوبتر بود و رسول الله ( ص ) اسامه را بيش از عبد الله بن عمر دوست مىداشت . يحيى بن معين از يحيى بن سعيد و او از خارجة بن مصعب و او از عبيد الله بن عمر و او از نافع يا شخص ديگرى و او از ابن عمر حكايت كرد كه وى با پدرش دربارهء برترى دادن اسامه بر خود از لحاظ عطايا سخن گفت و گفت : به خدا كه او از هيچ بابت بر من برترى ندارد . عمر گفت : پدرش از پدر تو نزد رسول الله محبوبتر بود و خود نيز بيش از تو مورد دوستى رسول الله ( ص ) بود . محمد بن صباح بزار از هشيم و او از منصور و او از حسن روايت كرد كه جمعى نزد يكى از عمال عمر بن خطاب آمدند و او به
هامش
( 1 ) . منظور درختى است در حديبيه كه پيامبر ( ص ) سال ششم هجرى زير آن با مردم بيعت كرد . بخارى تعداد بيعت كنندگان را به دو روايت هزار و چهار صد و هزار و پانصد ذكر كرده است ( ملاحظه شود : الجامع الصحيح للامام البخارى ، المجلد الخامس ) .