تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
به ترتيب جانشينى بود . چون عمر بر آن نظر كرد . گفت : به خداى كه من نيز دوست مىداشتم چنين باشد . لكن كار را با رعايت درجهء قرابت به پيامبر ( ص ) و به ترتيب نزديكى آغاز مىكنم تا عمر نيز در موضعى قرار گيرد كه خداوند تعالى وى را قرار داده است . محمد از واقدى و او از اسامة بن زيد بن اسلم و او از پدرش و او از جد وى روايت كرد كه گفت : بنو عدى نزد عمر آمده گفتند : تو خليفهء رسول الله ( ص ) و خليفهء ابو بكرى و ابو بكر خليفهء رسول الله ( ص ) بود . بهتر نيست خود را در رديفى قرار دهى كه اين جماعتى كه نامها را نوشته‌اند برايت منظور داشته‌اند ؟ عمر گفت : به به ، اى بنى عدى ! همانا قصدتان آن است كه در پناه من نصيبى بريد و من احسان خود را به شما ارزانى دارم . خير ، به خدا كه چنان نخواهم كرد تا زمانى كه نوبت فراخواندن شما نرسد ، هر چند كه دفاتر بر نام شما بسته شود ، يعنى حتى اگر نامهايتان را پس از همهء مردمان نوشته باشند ، زيرا كه مرا دو يار ديگر بود و آن دو سالك طريقتى بودند . من خود در معرض مخالفت قرار گيرم اگر كه خلاف آن دو ره سپرم . به خداى كه ما به فضيلتى در اين جهان نرسيديم و اميد ثوابى بر كردهء خويش نتوانيم بست ، جز به محمد صلى الله عليه و سلم . او مايه شرف ما است و كسانش شريفترين اعرابند و پس از او ترتيب نزديكى به وى را بايد ملحوظ داشت . به يزدان سوگند كه اگر عجمان را عملى باشد و ما بىعمل مانيم ، آنان در روز رستخيز از ما به محمد نزديكتراند ، چه آن را كه عمل كوته بود به نسب پيشى نگيرد . محمد بن سعد از واقدى و او از محمد بن عبد الله و او از زهرى و او از سعيد و او از جمع ديگرى كه واقدى ايشان را بر شمرده و حديث برخى از آنان در روايت بعض ديگر نيز آمده است روايت كرد كه چون عمر به تدوين ديوان همت گماشت ، و آن در محرم سال
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 628 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل