همانا كه مردى و بزرگوارى و كرم زان محمد بن قاسم بن محمد بود به هفده سالگى سالارى سپاه يافت و چه نزديك بود به گاه ولايت اين سالارى ديگرى گفته است :
به هفده سالگى قيادت مردان بر عهده داشت آنگه كه همسالانش به بازيچه سرگرم بودند « 1 » يزيد بن ابى كبشه هجده روز پس از ورود به سند بمرد و سليمان بن عبد الملك ، حبيب بن مهلب را فرماندهء نبرد سند كرد . وى به سند وارد شد و آن زمان پادشاهان هند به ممالك خويش بازگشته بودند .
حليشه پسر داهر نيز به برهمناباذ رفته بود . حبيب در ساحل مهران فرود آمد و اهل رور طاعت آشكار ساختند . حبيب با قومى بجنگيد و بر آنان ظفر يافت . سپس سليمان بن عبد الملك بمرد و پس از وى نوبت خلافت به عمر بن عبد العزيز رسيد و به پادشاهان نامهها نوشت و آنان را به اسلام و فرمانبردارى بخواند بر اين قرار كه بر پادشاهى خويش باقى باشند و آنچه حق مسلمانان و تكليف ايشان است ، آنان را شامل گردد . سيره و رفتار عمر به آگاهى آن پادشاهان رسيده بود . پس حليشه و ساير ملوك مسلمان شدند و نامهاى تازى بر خود نهادند . عمرو بن مسلم باهلى عامل عمر بر آن
هامش
( 1 ) . حجاج ، محمد بن قاسم را بر سند ولايت داد و او سند و هند را بگشود و سپاه را رهبرى كرد در حالى كه هفده ساله بود ( ابن قتيبه دينورى : عيون الاخبار ، السيادة و الكمال فى الحداثه ) .