چه بسيارند در گرمسير و سرزمين هند دليران و سرهنگانى كه كشته و بىقبر افتادهاند در قندهار و آن كس را كه اجل مقدر بود در قندهار خبرى از او باز نيايد و به حدس و گمان اكتفا شود آنگاه زياد ، منذر بن جارود عبدى مكنى به ابو الاشعث را بر ثغر هند ولايت داد و او به غزاى بوقان و قيقان رفت . مسلمانان ظفر يافتند و غنائمى نصيبشان شد و منذر فوجهائى را به بلاد هند فرستاد و قصدار را فتح كرد و در آنجا اسيرانى به چنگ آورد .
پيش از آن سنان قصدار را گشوده بود لكن مردمش نقض عهد كرده بودند . منذر در آن بلد بمرد و شاعرى گفت :
به قصدار منزل كرد و در آن ديار به گور اندر شد و با آنان كه باز گشتند باز نگشت خدا را شهر قصدار و تابستانهاى آن كه در خود اين مرد دنيا و دين را نهفته است سپس عبد الله بن زياد ، ابن حرى باهلى را به ولايت گمارد و پروردگار آن بلاد را به دست وى بگشود . ابن حرى در آنجا نبرد سختى در پيوست و ظفر يافت و غنائمى به دست آورد . جمعى گويند كه عبيد الله بن زياد ، سنان بن سلمه را ولايت داد و حرى فرماندهى سراياى « 1 » او را بر عهده داشت . شاعر دربارهء حرى بن حرى گويد :
هامش
( 1 ) . سرايا جمع سريه به معنى دستهها و افواجى است كه براى انجام عمليات جنگى مأمور مىشوند .