از ايشان به اسلام گرويدند . مختار بن كعب جعفى دربارهء قتيبه گفت :
سغد را به اتفاق قبايل عرب منكوب ساخت چندان كه سغديان را بياباننشين كرد ابو عبيده و ديگران گويند : هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد جمعى از مردم سمرقند به رسالت نزد وى آمدند و دادخواهى كردند كه قتيبه به خيانت وارد شهر ايشان شد و مسلمانان را در آنجا سكونت داد . عمر به عامل خود نوشت كه داورى براى ايشان معين كند تا آنچه مىگويند بررسى شود و اگر او رأى به اخراج مسلمانان دهد برون رانده شوند . جميع بن حاضر باجى را به داورى گماردند و او حكم به اخراج مسلمانان داد به اين شرط كه مسلمانان نيز بتوانند آنان را على سواء نبذ كنند « 1 » . ولى مردم سمرقند از جنگيدن اكراه داشتند و مسلمانان را به جاى خود باقى نهادند و آنان ميان مردم شهر بماندند .
هيثم بن عدى از ابن عياش همدانى روايت كرد كه قتيبه تمامى
هامش
( 1 ) . اين اصطلاح از آيه 58 سورهء توبه مأخوذ است . مفهوم آيه اين است كه اگر بيم عهد شكنى قومى در ميان باشد مىتوان قرار داد و عهدى را كه با آنان بسته شده لغو كرد . لكن در چنين صورتى لازم است نقض عهد به طرف قرار داد اعلام شود تا همانند مسلمانان از لغو معاهده با اطلاع شود . ( نبذ به معنى افكندن و در اين موضع به مفهوم اعلام نقض عهد به طرف قرار داده است ، و على سواء يعنى به طور يكسان و برابر كه مراد اطلاع و آگاهى يكسان هر دو طرف قرار داد از لغو آن است ) اما آنچه در متن كتاب نقل شده به اين مفهوم است كه هر چند مسلمانان بايد شهر را ترك كنند ، لكن در مقابل حق دارند از اختيارى كه اين آيه به ايشان داده استفاده كنند و قرار داد صلح و عهد فيما بين را نقض كنند و به دنبال آن با اهل بلد به جنگ پردازند .