تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
امان داد و او شبانه مسلمانان را به شهر داخل كرد و آنان دروازه را باز كردند . مرزبان آن بلد همراه جماعتى در قهندز « 1 » حصار گرفت و امان خواست تا نسبت به تمامى نيسابور در برابر خراجى كه ادا كند عقد صلح بندد . ابن عامر به هزار هزار درهم ، و به گفته‌يى هفتصد هزار درهم ، با وى مصالحه كرد و پس از فتح نيسابور قيس بن هيثم سلمى را بر آن شهر گمارد و عبد الله بن خازم سلمى را به حمراندز از توابع نسا كه خود رستاقى است فرستاد و او آن دژ را بگشود . بزرگ نسا نزد وى آمد و به سيصد هزار درهم و به گفته‌يى به شرط شمول خراج به حد توانايى آن سرزمين صلح كرد تا در مقابل كسى كشته يا برده نشود . بهمنه بزرگ ابيورد نزد ابن عامر آمد و با او به چهار صد هزار صلح كرد . به قولى ابن عامر ، عبد الله بن خازم را سوى وى فرستاد و او با مردم شهر به چهار صد هزار درهم مصالحه كرد . عبد الله بن عامر ، عبد الله بن خازم را به سرخس فرستاد و او با مردم آن شهر بجنگيد و آنگاه زاذويه مرزبان سرخس طلب صلح كرد و قرار شد به صد مرد امان داده شود و زنان به عبد الله داده شوند . دختر مرزبان سهم ابن خازم شد و او وى را بگرفت و نامش را ميثاء نهاد . ابن خازم بر ارض سرخس غالب شد . به گفته‌يى شرط صلح اين بود كه به صد تن امان داده شود و مرزبان صد نفر را نام برد و خويشتن را در زمرهء آنان قرار نداد ، پس ابن خازم او را بكشت و به عنوه وارد سرخس شد . ابن خازم يزيد بن سالم آزاد كردهء شريك بن اعور را از سرخس به
هامش
( 1 ) . قهندز معرب كهن دژ فارسى است . اين واژه در خراسان و ما وراء النهر به كار مىرفت و به دژهاى شهرهاى معروف اطلاق مىگرديد . از آن جمله بوده است قهندزهاى سمرقند ، بخارا ، نيشابور و مرو ( ملاحظه شود ياقوت : معجم البلدان ) .