كرد و جيرفت را به عنوه بگشود و سير كرمان كرد و همه جا بتاخت .
وى به قفص آمد و گروهى از عجمانى كه ترك ديار كرده بودند در هرموز براى نبرد با وى گرد آمدند و او با ايشان بجنگيد و بر آنان پيروزى و چيرگى يافت .
بسيارى از مردم كرمان گريخته از راه دريا برفتند و برخى به مكران و برخى ديگر به سجستان شدند . پس تازيان خانهها و زمينهايشان را به اقطاع گرفتند و كشت كردند و از آن عشر پرداختند و در پارهيى جايها قنات حفر كردند .
حجاج قطن بن قبيصة بن مخارق هلالى را بر فارس و كرمان ولايت داد و او همان است كه چون به نهر رسيد يارانش نتوانستند از آن بگذرند و او گفت : هر كه گذر كند هزار درهم خواهد ستاند . آنان عبور كردند و او به گفتهء خود وفا كرد . اين نخستين بار بود كه واژهء جائزه پديد آمد « 1 » . جحاف بن حكيم شاعر گويد :
فداى صاحب كرمان بنو هلال بلا گردان ايشان اهل و مالم ز بهر گذشتن جوائز رسم كردند و آن سنتى شد ، در ديگر روزگاران نيزههاشان پيشى گيرد از هشت و ده به هنگام چكاچاك سنانها قبيصة بن مخارق از اصحاب پيامبر ( ص ) بود و شاعر دربارهء قطن
هامش
( 1 ) . واژهء جائزه از مصدر جوز و جواز به معنى عبور و گذشتن است . بنا بر اين مفهوم اصلى جائزه پاداش عبور است لكن نسبت به موارد مشابه نيز تعميم يافته و به معنى هر نوع پاداش و وجه يا شيء كه به قصد تشويق داده مىشود اطلاق مىگردد .