تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
مسلمانان دژى را محاصره كردند و برده‌اى امانى نوشت و با پيكانى سوى اهل دژ افكند . مسلمانان گفتند : امان وى بىارزش است . اهل دژ گفتند ما آزاد را از برده باز نمىشناسيم . پس در اين باب به عمر بنوشتند و عمر نوشت : بردهء مسلمانان از مسلمانان و ذمه‌اش همچون ذمهء ايشان است . برخى از مردم فارس مرا گفتند كه دژ سيراف سوريانج نام داشت و اعراب آن را شهرياج خواندند . در فسا دژى است كه به نام خرشة بن مسعود از طايفهء بنو تميم و از بنو شقره معروف است كه با ابن اشعث همراه بود و در اين دژ حصار گرفت و سپس امان يافت و در واسط بمرد . در فسا بازماندگانى از وى باقىاند . اما كرمان . عثمان بن ابى العاصى ثقفى مرزبانش را در جزيره ابركاوان همراه سپاهى اندك بديد و او را بكشت . پس كار اهل كرمان سستى گرفت و دلهايشان فرو ريخت . چون ابن عامر به فارس رفت مجاشع بن مسعود سلمى را در پى يزدجرد به كرمان فرستاد . مجاشع به بيمند آمد و سپاهش در آنجا هلاك شد . سپس هنگامى كه ابن عامر عزم خراسان كرد مجاشع را به ولايت كرمان گمارد و او بيمند را به عنوه بگشود و مردمش را زنده نهاد و به آنان امان داد . در آنجا قصرى است كه به قصر مجاشع معروف است . مجاشع بروخروه را بگشود و به شيرجان آمد كه كرسى كرمان است و ايامى چند بر آن بايستاد . اهل شهر حصار گرفته بودند و سوارانى از ايشان برون آمده با وى نبرد كردند و مجاشع آن بلد را فتح كرد و مردى را به جانشينى خويش بر آن نهاد . بسيارى از مردم شهر جلاى بلد كردند . ابو موسى اشعرى ربيع بن زياد را گسيل داشت و او نواحى اطراف شيرجان را بگشود و با اهل بم و اندغار صلح كرد . اهل اين بلاد كفر ورزيده نقض عهد كردند و مجاشع بن مسعود باز آنها را فتح