كه آن را هزار در ناميدند كنار اين شهر قرار داشت . على بن محمد مدائنى گويد كه شيرويه اسوارى با مرجانه مادر عبيد الله بن زياد ازدواج كرد و قصرى براى او بساخت كه درهاى فراوان داشت و آن را هزار در ناميدند . ابو الحسن گويد كه بنا به گفتهء كسانى آن قصر هزار در ناميده شد زيرا كه شيرويه هزار در بر آن تعبيه كرده بود . كسان ديگرى گويند در آن موضع هزار سوار در هزار اتاق منزل گرفتند و كسرى ايشان را در آنها مقيم ساخت و از اين رو بدان هزار در گفتند .
نهر حرب به حرب بن سلم بن زياد منسوب است و عبد الاعلى بن عبد الله بن عبد الله بن عامر ادعا كرده بود كه زمين محل وقوع اين نهر از آن ابن عامر بوده است و در خصوص آن بر حرب اقامهء دعوى كرد . چون قضاء به سود عبد الاعلى تمام شد حرب نزد وى آمد و گفت : من با تو بر سر اين نهر مرافعه كردم و اكنون از اين كار پشيمانم . تو شيخ و سيد عشيرهاى . نهر از آن تو باشد .
عبد الاعلى بن عبد الله گفت : خير ، مال تو باشد . حرب برفت و چون شب شد كسان و خيرانديشان عبد الاعلى بيامدند و گفتند : به خدا كه حرب چون قضاء به سود تو فرجام يافت نزدت آمد . عبد الاعلى گفت : به خدا كه از آن چه به وى دادم باز نخواهم گشت . نهر معروف به يزيدان به يزيد بن عمر اسيدى رئيس شرطهء عدى بن ارطاة منسوب است كه در زمان خود رجل برجستهء مردم بصره بود .
گويند : عبد الله بن عامر بن كريز هشت هزار جريب را به اقطاع به عبد الله بن عمير بن عمرو بن مالك ليثى داد كه از سوى مادرش دجاجه دختر اسماء بن صلت سلمى با وى برادر بود و او نهرى را كه به نام نهر ابن عمير معروف است در آن حفر كرد . گويند : عبد الله بن عامر نهر ام عبد الله دجاجه را بكند و غيلان بن خرشهء ضبى را به توليت آن گمارد . اين همان نهرى است كه حارثة بن بدر غدانى يك بار هنگام
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥٠٣