تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
و عتبه برفت و در راه بمرد . پس عمر مغيرة بن شعبه را بر بصره ولايت داد . مردم از عتبه دربارهء بصره پرسش كرده و او از حاصلخيزى آن بلد خبر داده بود . پس بدان خاطر مردمان روانهء بصره شدند . عباس بن هشام از پدر خويش و او از عوانه حكايت كرد كه از ده دختر حارث بن كلده زن عتبة بن غزوان بود و زمانى كه عمر عتبة بن غزوان را ولايت داد نافع و ابو بكره و زياد نيز همراه وى بيامدند . آنگاه عتبه به نبرد با اهل شهر فرات پرداخت و زنش ازده مردان را به جنگ بر مىانگيخت و مىگفت : اگر شكستتان دهند غلفه‌هايشان را در ما فرو خواهند كرد « 1 » . خداوند آن شهر را بر مسلمانان بگشود و غنائم بسيار نصيبشان شد . در ميان مسلمانان كسى وجود نداشت كه بتواند بنويسد و حساب كند مگر زياد و هم او تقسيم غنائم را بر عهده گرفت . روزانه دو درهم دستمزد براى وى معين شد و او پسرى بود كه بر سر خود كاكلى داشت . آنگاه عتبه نزد عمر رفت و به مجاشع بن مسعود نوشت كه او را به جانشينى خود معين كرده است . مجاشع غايب بود و عتبه مغيرة بن شعبه را بفرمود كه تا بازگشت مجاشع بر مردم نماز گزارد . در آن زمان دهقان ميسان عصيان كرد و از اسلام بازگشت . مغيره در المنعرج با وى تلاقى كرد و او را بكشت و به عمر نامه‌يى نوشت و اين پيروزى را به وى آگاهى داد . عمر
هامش
( 1 ) . غلفه يا قلفه پوست روى آلت مردى است كه هنگام ختان كردن بريده مىشود . زن عرب با اين گفتهء خود مردان را از دو بابت به غيرت و جهد وا مىدارد . نخست انديشهء كام گرفتن مردان ايرانى از زنانشان ، و دوم تجسم شكلى و فيزيكى اين كام‌گيرى از سوى مردانى كه ختان نشده‌اند ، زيرا كه ايرانيان در آن زمان ختان نمىكردند ( در باب قبح نامختون بودن ميان اعراب به توضيحات ذيل صفحهء 195 رجوع شود )