تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
سپس او را مهلت دادند تا به درون رود . پس تنگه‌ها را بسته پسرش ابو بكر را بكشتند و سر خودش را شكستند . لكن سپس نجات يافت . از آن پس مسلمانان با آن ثغر نبرد مىكردند ، ولى از رفتن به درون خاك دشمن حذر داشتند . عباس بن هشام كلبى از پدر خويش و او از ابو مخنف و ديگران روايت كرد كه چون سليمان بن عبد الملك بن مروان بر سر كار آمد يزيد بن مهلب بن ابى صفره را بر عراق ولايت داد و او به سبب حوادثى كه بر اثر نافرمانى قتيبة بن مسلم و مخالفت وى با سليمان و كشته شدنش به دست وكيع بن ابى سود تميمى رخ داده بود عازم خراسان شد . در راه خراسان به صول تركى برخورد و نامه‌يى به سليمان نوشت و از او اذن خواست كه با صول نبرد كند . سليمان اجازت داد و يزيد به غزاى جيلان و ساريه رفت و سپس به دهستان آمد كه صول در آنجا بود . با سپاهى انبوه از مردم كوفه و بصره و شام و خراسان وى را در محاصره گرفت . اهل دهستان برون آمده نبرد مىكردند و يزيد بر ايشان استوار ايستاد و ما يحتاج را از آنان ببريد . صول كس نزد يزيد فرستاد و طلب صلح كرد به اين شرط كه خود وى و مال و خاندانش در امان باشند و شهر و مردمش و آنچه را در آن است به وى سپارد . يزيد آن را بپذيرفت و به همين قرار با وى صلح كرد . صول به عهد خود وفا كرد و يزيد چهارده هزار تن از تركان را بكشت و كسى را به جانشينى خود بر آن بلد بگمارد . ابو عبيده معمر بن مثنى گويد كه صول كشته شد لكن خبر نخست استوارتر است . هشام بن كلبى گويد كه يزيد به جرجان آمد و اهل بلد خراجى را كه با سعيد بن عاصى بر اساس آن مصالحه كرده بودند عرضه داشتند و يزيد بپذيرفت . سپس اهل جرجان سر از فرمان برداشتند و غدر پيشه كردند . يزيد جهم بن زحر جعفى را سوى ايشان فرستاد
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 470 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل