تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
لكن ديرى نپاييد تا لشكر نويسان و مأموران عطايا بيامدند ، و مالى از خراج مصر با ايشان بود ، آن را به جماعت دادند و آنان پراكنده شدند . ابراهيم قصر سفيدى را كه شمال قيروان و در فاصلهء دو ميلى آن است بنا كرد و اطراف آن ، زمينهايى را به مردم اختصاص داد كه در آنها ساختمان كردند و آن ناحيه را به گونهء شهر درآورد و مسجد جامعى با گچ و آجر و ستونهاى مرمر بساخت و سقف آن را از چوب سرو آزاد بنا كرد ، و اندازهء مسجد را دويست ذراع در دويست ذراع قرار داد . وى بردگانى بخريد و آزاد كرد كه شمارشان به پنج هزار رسيد و آنان را پيرامون خود سكنى داد ، و آن شهر را عباسيه ناميد كه امروزه پر جمعيت و آباد است . محمد بن اغلب بن ابراهيم بن اغلب در سال دويست و سى و نه شهرى نزديك تاهرت بساخت ، و او نيز آن را عباسيه ناميد . افلح بن عبد الوهاب اباضى اين شهر را ويران كرد و به فرمانرواى اموى اندلس نامه نوشت و به خاطر تقرب به وى ، او را از اين كار آگاه كرد . آن اموى يكصد هزار درهم براى وى بفرستاد . در مغرب سرزمينى است كه آن را الارض الكبيره مىنامند و بين آن و برقه پانزده روز ، اندكى كمتر يا بيشتر ، فاصله است و در آنجا شهرى است بر ساحل دريا كه آن را باره خوانند . اهل اين شهر نصارى بودند ، لكن رومى نبودند . حبله آزاد كردهء اغلب به جنگ ايشان رفت ، ولى توفيقى نيافت . سپس خلفون بربرى به غزاى آن شهر رفت كه گويند آزاد كردهء ربيعه بود و در آغاز خلافت المتوكل على الله آن را بگشود . پس از وى ، مردى به پاى خاست به نام مفرج بن سلام ، و بيست و چهار دژ را فتح كرد و بر آنها مستولى شد و به صاحب بريد در مصر نامه‌يى نوشت و از كار خود ، وى را آگاهى داد و نوشت كه خود و مسلمانان همراهش نماز نخواهند داشت ، مگر آنكه به امامت ناحيه خود گمارده شود و والى آن موضع گردد