تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و مرده بيفتاد . يارانش از اين حادثه بىخبر بودند و كسان حريش نيز نمىدانستند . آنگاه حريش و سپاهش هزيمت يافتند و ياران اغلب سه روز ايشان را تعقيب كرده بكشتند . حريش در موضعى كه به سوق الاحد معروف است ، كشته شد و اغلب نام شهيد يافت . ابراهيم بن اغلب از ممتازان سپاه مصر بود . وى با دوازده مرد همراه خود به بيت المال تاخته به اندازهء ارزاق خود ، و نه بيشتر ، بر گرفته گريختند و به موضعى به نام الزاب كه بيش از ده روز راه با قيروان فاصله دارد ، رفتند . عامل آن ثغر در آن زمان هرثمة بن اعين از سوى رشيد هارون بود و ابراهيم بن اغلب بر كسانى كه در الزاب بودند ، از سپاهى و غير ايشان ، رياست يافت و براى هرثمه هدايا فرستاد و راه ملاطفت در پيش گرفت و به او نوشت كه از طريق اطاعت خارج نشده و راه معصيت نپيموده است و آنچه وى را بر آن كار واداشته فقط نياز و ضرورت بوده است . هرثمه او را بر ناحيه‌يى كه داشت ولايت داد و كفاف كار او را فراهم ساخت . چون هرثمه از آن ثغر بازگشت ، ابن عكى پس از وى به ولايت رسيد و اثرى سوء به جاى نهاد ، چنان كه مايهء سرپيچى مردمان شد . رشيد با هرثمه شور كرد كه چه كسى را به ولايت و عهده‌دارى امور آن بلاد فرستد . وى اشارت كرد كه ابراهيم را به صلاح خواند و برگزيند و توليت آن ثغر را به او دهد . پس رشيد به ابراهيم نامه‌يى نوشت و خبر داد كه جرمش را بخشيده و از لغزشش درگذشته و توليت بلاد مغرب را براى او در نظر گرفته است ، تا طريق نيكى بپيمايد و شيوهء نصيحت در پيش گيرد . ابراهيم به ولايت آن ثغر رسيد و در آنجا بماند و كارها را به انضباط آورد . آنگاه مردى از سپاهيان آن بلد به نام عمران بن مجالد سر به مخالفت و طاعت شكنى برداشت و سپاهيان آن ثغر نيز به وى پيوسته ، ارزاق خويش را طلب كردند و ابراهيم را در قيروان به محاصره گرفتند .