تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
با خود براندند . مأمون بفرمود تا آنجا را مرمت كنند و مستحكم سازند . به سال دويست و ده رسولان طاغيه روم بيامدند و طلب صلح كردند . وى اجابت نكرد و به عمال ثغور نامه‌يى نوشت و آنان به بلاد روم روان شده كشتار فراوان كردند و آن بلاد را مقهور ساختند و پيروزى نيكويى به دست آوردند ، جز اينكه يقطان بن عبد الاعلى بن احمد بن يزيد بن اسيد سلمى كشته شد . سپس روميان در خلافت المعتصم ابو اسحاق بن رشيد به زبطره تاخته مردان را بكشتند و زنان را به اسارت گرفتند و شهر را ويران كردند . وى را از اين ما جرى خشم و غيظ بگرفت و به غزاى ايشان شد تا به عموريه رسيد ، و پيش از آن دژهايى را ويران كرده بود . بر آن شهر بايستاد تا آن را بگشود و جنگجويان را بكشت و زنان و كودكان را به اسارت گرفت ، و سپس آن را ويران كرد و فرمان داد تا زبطره را بسازند و مستحكم كنند و با سپاهيان مجهز كنند . پس از آن نيز روميان قصد آن بلد كردند ، لكن بر آن دست نتوانستند يافت . ابو عمرو باهلى و ديگران مرا گفتند : قلعهء منصور به منصور بن جعونة بن حارث عامرى از طايفهء قيس منسوب است ، چه او متولى ساختن و مرمت آن بود ، و در ايام مروان در آن اقامت داشت تا دشمنان را براند و سپاهى كثير از اهل شام و الجزيره همراه وى بود . همين منصور هنگامى كه در آغاز كار دولت « 1 » ، اهالى الرها به مقاومت پرداخته بودند ، بر آنان ولايت داشت . منصور « 2 » كه آن
هامش
( 1 ) . منظور دولت ، عباسيان است . ( 2 ) . اين منصور غير از منصور بن جعونه است . منصور دومى ، ابو جعفر دومين خليفهء عباسى است ، و عبد الله بن على عم اوست كه به طمع خلافت اقدام كرد و عاقبت به امر منصور كشته شد . ابو العباس نيز اولين خليفهء عباسى بوده است .