تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
رسانيد و عامل شهر و هر كه در آن بود ، گريختند و دشمن به درون آمد و مسجد شهر را آتش زد و شهر را ويران كرد و متاعهاى اهل آن را با خود ببرد . رشيد چون به خلافت رسيد ، آن را باز بساخت . يكى از مردم منبج مرا گفت كه رشيد نامه‌يى به محمد بن ابراهيم نوشت و او را بر وظيفهء خود باقى نهاد و كار شهر حدث و ساختن آن به دست او و از جانب رشيد انجام شد و آنگاه وى را معزول كرد . گويند : مالك بن عبد الله خثعمى معروف به مالك الصوائف كه از مردم فلسطين بود ، در سال چهل و شش به غزاى بلاد روم رفت و غنائم بسيارى به چنگ آورد ، و سپس بازگشت و به موضعى در پانزده ميلى درب الحدث رسيد كه آن را رهوه مىخواندند . سه روز در آنجا بماند و غنائم را بفروخت و سهام غنيمت را تقسيم كرد ، و آن موضع را رهوهء مالك ناميدند . گويند : مرج عبد الواحد براى اسبهاى مسلمانان حمى بود ، و چون الحدث و زبطره بنا شد از آن بىنيازى حاصل گشت و مورد كشت و زرع قرار گرفت . گويند : زبطره دژى كهن از آن روميان بود و همراه دژ كهنهء الحدث گشوده شد . آن را حبيب بن مسلمهء فهرى بگشود و همچنان بر پاى بود تا روميان در ايام وليد بن يزيد ويرانش كردند . پس به سستى باز ساخته شد و روميان در ايام فتنهء مروان بن محمد به آن تاخته ويرانش كردند و منصور آن را باز بساخت . روميان بار ديگر خروج كرده آن بلد را خراب كردند و رشيد آن را به دست محمد بن ابراهيم بنا كرد و بر آن نگاهبانان بگمارد . چون نوبت خلافت به مأمون رسيد ، روميان باز به زبطره تاخته ويرانش كردند و بر چارپايان اهل شهر هجوم كرده رمه‌ها را