تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

ثغور جزرى « 1 »

گويند : چون عثمان بن عفان به خلافت رسيد نامه‌يى به معاويه نوشت و او را به ولايت شام گمارد و عمير بن سعد انصارى را والى الجزيره كرد . سپس او را معزول داشت و شام و الجزيره و ثغور هر دو ايالت را به معاويه داد و او را بفرمود تا خود به غزاى شمشاط رود كه ارمينيه چهارم است ، يا كسى را اعزام كند . وى حبيب بن مسلمهء فهرى و صفوان بن معطل سلمى را به آنجا گسيل داشت ، و آن دو ، چند روز پس از رسيدن به محل ، آن ناحيه را به صلحى مانند صلح الرها بگشودند . صفوان در آن بلد اقامت كرد و اواخر خلافت معاويه همان جاى بمرد . به قولى ، معاويه خود به غزاى آن بلاد رفت و اين دو با وى بودند و صفوان را بر آنجا ولايت داد و مقيم كرد كه همان جا وفات يافت . گويند : قسطنطين طاغيه روم در سال صد و سى و سه پس از منزل كردن در ملطيه ، بر شمشاط اردو زده بود ، لكن دسترسى بدان نيافته و بر حواشى آن تاخته و سپس باز گشته بود . شمشاط همچنان سرزمين خراج بود تا آن كه المتوكل على الله آن را مشمول عشر و از اين جهت سرمشقى براى ساير ثغور قرار داد . گويند : حبيب بن مسلمه پس از فتح شمشاط به غزاى دژ كمخ رفت ، ولى بر آن دست نيافت و صفوان نيز به غزاى آن دژ شتافت ، لكن نتوانست آن را بگشايد . سپس در سال پنجاه و نه بار ديگر به غزاى كمخ رفت و آن ، سال وفات وى بود . عمير بن حباب سلمى نيز او را همراهى مىكرد . عمير بر فراز باروى دژ شد و از آنجا
هامش
( 1 ) . از لفظ الجزيره ، صيغهء منسوب به اين شكل بنا مىكنند ( يعنى : الجزيره‌يى ) .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 265 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل