تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
پس از آن ، انطاكيه و شهرهاى ديگرى بود كه رشيد آنها را عواصم خواند . مسلمانان در آن سوى اين ثغور به جنگ مىپرداختند ، چنان كه امروزه نيز در ما وراء طرسوس اين غزوات انجام مىپذيرد . بين اسكندرونه و طرسوس دژها و مسلحه‌هاى روميان قرار داشت ، از آن جمله است قلاع و مسلحه‌هايى كه امروزه سر راه مسلمانان قرار دارد . اهل اين مناطق به احتمال دژها را رها كرده و از خوف به بلاد روم گريخته بودند ، و روميان جنگجويان خود را آورده و در آنها مقيم ساخته بودند . به قولى ، هرقل اهل اين شهرها را هنگام نقل مكان از انطاكيه با خود برده بود ، تا مسلمانان را كار كشت و زرع مناطق بين انطاكيه و بلاد روم آسان نباشد ، و الله اعلم . ابن طسون بغراسى از شيوخ خود روايت كرد كه گفتند : مشهور بين ما چنين است كه هرقل اهل اين دژها را با خود ببرد و آنها را ويران ساخت ، و زمانى كه مسلمانان به غزا آمدند ، كسى را در آنها نيافتند . گاهى جمعى از روميان در كنار اين دژها كمين كرده ناگهان بر موخرهء سپاه و عقب‌ماندگان از لشكر مىتاختند . فرماندهان شاتيه‌ها و صائفه‌ها « 1 » هر زمان كه به بلاد روم مىرفتند ، هنگام خروج سپاه كثيرى را به جاى مىنهادند . در باب اينكه چه كسى نخست از درب يعنى درب بغراس گذشت ، اختلاف است . كسانى گويند : ميسرة بن مسروق عبسى از آن تنگ گذشت . ابو عبيدة بن جراح وى را گسيل داشته بود و او به جمعى از روميان برخورد كه گروهى از مستعربان غسان و تنوخ و اياد نيز همراه ايشان بودند و مىخواستند به هرقل بپيوندند . ميسره بر آنان تاخت و كشتار عظيمى كرد . سپس ، مالك اشتر نخعى نيز
هامش
( 1 ) . به ترتيب به معنى جنگها و اردوهاى زمستانى و تابستانى .