تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بدان مشغول است و دروازهء شرقى را به سنگ مسدود ساخته و رها كرده‌اند ، و به وى اشارت كرد تا نردبانى بخواهد . جماعتى از اهل ديرى كه نزديك اردوى وى بود برايش دو نردبان بياوردند . گروهى از مسلمانان از آن نردبانها بر بارو رفتند و پشت دروازه فرود آمدند . بر دروازه جز يك يا دو مرد نبودند . پس يارى كرده آن را بگشودند ، و اين كار به هنگام سرزدن خورشيد انجام گرفت . ابو عبيدة بن جراح دروازهء جابيه را به دشوارى و جهد بگشود . جماعتى از مسلمانان بر ديوار دروازه شدند ، و جنگجويان رومى به آن ناحيه ريختند و با مسلمانان مصاف سختى بدادند . پس از آن ، شكست يافته رو به هزيمت نهادند . ابو عبيده و مسلمانان همراه او دروازهء جابيه را به عنوه گشودند و از آن به درون رفتند . ابو عبيده و خالد بن وليد در مقسلاط كه جايگاه مسگران در دمشق است به هم رسيدند و آن ، همان بريص است كه حسان بن ثابت در شعر خود ياد كرده و گويد : آن كس كه در بريص بر ايشان رسد ، دهندش از بردى « 1 » كه چون شراب گواراى درد زدوده‌يى است روايت شده است كه روميان شبانگاه يكى از مردگان خود را از دروازهء جابيه بيرون بردند و جمعى از شجاعان و دلاوران ايشان جنازه را در ميان گرفته بودند و ديگران بر دروازه گرد آمده آنجا ايستاده بودند كه تا باز گشتن يارانشان از دفن مرده ، مانع گشودن آن به دست مسلمانان و ورود ايشان شوند . آنان طمع
هامش
( 1 ) . نام نهرى است در دمشق .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 176 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل