تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
در غفلت مسلمانان داشتند ، حال آنكه مسلمانان در كمين ايشان بودند و با آنان بر سر آن دروازه جنگى بس سخت و عظيم سر دادند و تا بر آمدن خورشيد آن را بگشودند . چون اسقف ديد كه ابو عبيده نزديك است به شهر درآيد ، پيش خالد شتافت و با او صلح كرد و دروازهء شرقى را به رويش بگشود . او به درون آمد و اسقف در حالى كه نوشتهء خالد را گشوده در دست داشت همراه وى داخل شد . برخى از مسلمانان گفتند : به خدا كه خالد ديگر امير نيست و صلح او چگونه نافذ شمرده تواند بود . ابو عبيده گفت : همانا كه عهد امان نازلترين مسلمانان بر همهء ايشان نافذ خواهد بود « 1 » و آن صلح را تجويز و امضاء كرد و آنچه را به عنوه فتح شده
هامش
( 1 ) . انه يجيز على المسلمين ادناهم . اين حديث مأخذ و قاعدهء نفوذ عقد امان در حقوق بين الملل اسلامى است ، و بر حسب آن هر يك از مسلمانان كه تحت شرايط معين ، به كافرى امان دهد ، آن عقد امان براى همهء مسلمانان نافذ و لازم الاتباع خواهد بود . متن كامل حديث چنين است : المسلمون تتكافأ دماءهم و يسعى بذمتهم ادناهم و يرد عليهم اقصاهم و هم يد على ما سواهم يرد مشدهم على مضعفهم و مستريهم على قاعدهم لا يقتل مؤمن لكافر و لا ذو عهد فى عهده . يعنى : خون همهء مسلمانان داراى ارزش مساوى است و كسى كه وضعى نازلتر از همه دارد ، اگر عهد امانى دهد ، همهء مسلمانان را بدان ملزم خواهد ساخت و جلودار سپاه بايد غنائم به دست آمده را به ديگران برساند و مسلمانان بايد يك ديگر را در برابر اهل حرب تقويت كنند و آنان كه چارپايان نيرومندى دارند به صاحبان ستوران ضعيف ، و آنان كه جزء سريه‌اند به بر جاى ماندگان ، بهرهء غنائم را برسانند و مسلم را به خاطر كافر و آنان را كه عهد بسته‌اند ، در زمان قدرت عهد و پيمان نمىتوان كشت ( ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم الانصارى : الرد على السير الاوزاعى ) . سريه ، دسته‌يى از جنگجويان را گويند كه به منظور شبيخون به كار مىرفته‌اند و روزها پنهان مىشده‌اند ( سرخسى : المبسوط ، الجزء العاشر ) . اشكال ديگرى از اين حديث روايت شده است ، لكن مفهوم اصلى همهء آنها از لحاظ عقد امان كه در متن اشاره شده يكى است .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 177 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل