تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
گويند كه وى را ابو دجانه سماك بن خرشه كشت و سپس خود به شهادت رسيد . و كسانى گويند وى را عبد الله بن زيد بن عاصم برادر حبيب بن زيد از عشيرهء بنو مبذول از طايفهء بنو نجار به قتل رسانيد . مسيلمه پيش از آن دو دست و دو پاى حبيب را بريده بود . وحشى بن حرب حبشى قاتل حمزه رضى الله عنه نيز ادعاى قتل او مىكرد و مىگفت : بهترين و بدترين مردمان را بكشتم . جماعتى گويند همه اين كسان در قتل وى شركت داشتند . معاوية بن ابى سفيان نيز ادعاى كشتن او داشت و اين را بنو اميه از سوى او ادعا مىكنند . ابو حفص دمشقى از وليد بن مسلم و او از خالد بن دهقان و او از كسى حكايت كرد كه در محضر عبد الملك بن مروان بود و عبد الملك از مردى از بنو حنيفه كه در واقعهء يمامه حضور داشت درباره قاتل مسيلمه پرسيد و او گفت : وى را مردى با اوصافى چنين و چنان كشت . عبد الملك گفت : به خدا سوگند كه يقين كردم معاويه او را كشته است . هم او گفت كه چون گلوى مسيلمهء كذاب را مىفشردند شروع به گفتن اين عبارت كرد كه اى بنو حنيفه براى مفاخر و شرف خود بجنگيد و آن را همچنان تكرار مىكرد تا خداوند وى را بكشت . عبد الواحد بن غياث از حماد بن سلمه و او از هشام و او از عروه و او از پدر خود حكايت كرد كه گفت : اعراب كافر شدند ، پس ابو بكر خالد بن وليد را بفرستاد و او با ايشان مقابله كرد و گفت : سوگند به خدا كه تا مسيلمه را نكوبم از پاى نخواهم نشست . انصار
هامش
مىآموزم تا به هنگام نماز بخوانى ، و سپس عبارات اذان را بخواند . به دستور پيامبر همين عبارات به عنوان دعوت نماز رايج شد ( از جمله رك . عيون الاثر في فنون المغازى و الشمائل و السير ، بدء الاذان ) .