حتى مشتى كتم « 1 » از يمن برايم نيايد ، بر من از آن خوشتر است كه اين وظيفه را بر جاى گذارم . چون يزيد بن عبد الملك به ولايت رسيد فرمان به اعاده آن وظيفه داد .
حسن بن محمد زعفرانى از شافعى و او از ابو عبد الرحمن هشام بن يوسف قاضى صنعاء حكايت كرد كه اهل خفاش نامهيى از ابو بكر صديق رضى الله عنه بر قطعهيى از پوست در آوردند كه در آن به ايشان دستور داده شده بود كه از اسپرك « 2 » صدقه پردازند .
مالك و ابن ابى ذئب و جميع فقهاى حجاز و سفيان ثورى و ابو يوسف بر اين قولاند كه زكات بر اسپرك و وسمه و صمغ و كتم و حنا و گل قرار نمىگيرد . ابو حنيفه گويد اين راجع به ميزان اندك است و بر مقدار زياد زكات تعلق گيرد . مالك در باب زعفران گويد اگر بهاى محصول به دويست درهم رسد و پنج درهم معامله شود مشمول زكات خواهد بود ، و اين قول ابو الزناد است ، به روايت ديگرى از او نقل است كه بر زعفران چيزى تعلق نمىگيرد .
ابو حنيفه و زفر گويند كه اين در ميزان اندك است و مقدار كثير مشمول زكات مىشود . ابو يوسف و محمد بن حسن گويند اگر بهاى آن به حد اقل رسد كه قيمت پنج وسق خرما يا گندم يا جو يا ذرت و يا هر يك از انواع حبوب است ، بر آن زكات قرار خواهد گرفت .
ابن ابى ليلى گويد كه بر سبزيها چيزى تعلق نمىگيرد و اين قول شعبى است ، و عطاء و ابراهيم نخعى گويند هر چه از زمين برآيد مشمول عشر و نيم عشر است چه كم و چه زياد باشد .
حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از سعيد بن سالم و او از صلت بن دينار و او از ابن ابى رجاء عطاردى روايت كرد كه گفت :
هامش
( 1 ) . كتم گياهى است كه به كار خضاب مىآيد ، لكن با حنا و وسمه تفاوت دارد .
( 2 ) . گياهى است كه از آن چيزى شبيه زعفران گرفته مىشود .