و غرب دلو است ، يعنى هر آنچه به سوانى و دوالى و دواليب و غرافات « 1 » مشروب شود . بعل نيز به معنى آب جارى بر سطح زمين است . و معافر جامههاى ايشان باشد .
ابو عبيد از مروان بن معاويه و او از اعمش و او از ابو وائل و او از مسروق روايت كرد كه گفت : رسول الله ( ص ) معاذ را به يمن فرستاد و او را مأمور ساخت تا از هر سى گاو يك گوساله و از هر چهل ، يك گاو سالدار بستاند و از هر كه به سن احتلام رسيده يك دينار يا معادل آن از معافر اخذ كند . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از شيبان برجمى و او از عمرو و او از حسن نقل كرد كه گفت رسول الله ( ص ) از مجوسان هجر و مجوسان اهل يمن جزيه گرفت . و بر هر يك از مجوسان يمن كه به سن احتلام رسيده بودند اعم از مرد و زن يك دينار يا برابر آن از معافر مقرر داشت .
عمرو ناقد از عبد الله بن وهب و او از مسلمة بن على و او از مثنى بن صباح و او از عمرو بن شعيب و او از پدرش و او از جدش روايت كرد كه رسول الله ( ص ) بر هر محتلمشوندهيى از مردم
هامش
( 1 ) . به ترتيب جمع سانيه ، داليه ، دولاب و غرافه . همگى اين الفاظ و واژههاى ديگرى نظير ناعوره ( جمع آن نواعير ) و مخبون ( جمع آن مخبونات ) به معنى اشكال مختلف چرخ آبيارى است كه ظرفهاى چندى بر اطراف آن تعبيه شده و با حركت چرخ دلوها از آب پر مىشود و بالا مىآيد و سپس تخليه شده مورد استفاده قرار مىگيرد ، و با نيروى انسان يا شتر و گاو كار مىكند .
مفهوم مطالب متن در باب عشر و نيم عشر اين است كه اگر آبيارى اراضى با دلو و چرخ آب و نظاير آن انجام شود نيم عشر تعلق مىگيرد ، زيرا كه در اين حالت آبيارى مشكلتر خواهد بود ، و در مورد آب باران و نهر و كاريز و امثال آن ( از قبيل زمينهايى كه از رطوبت طبيعى برخوردار است ) به سبب سهولت بيشتر عشر مقرر گرديده است .