بود و هر ضامنهيى از نخلها و هر معينى در مناطق آباد از آن شما خواهد بود . احشام شما عدل نمىشود و منفردهاى شما به شمار در نمىآيد ، و از زراعت منع نخواهيد شد . نماز را به وقت بر پاى داريد و زكات را به درستى ادا كنيد . عهد خدا و ميثاق او با شما در اين است ، و با شما بر سر اين عهد صدق و وفا خواهد بود . خداوند و مسلمانان حاضر گواه عهدنامهاند .
ضاحيه ، ظاهر و خارج از آبادى را گويند ، و ضحل آب اندك است ، و بور ، زمينى است كه احياء و كشت نشده است ، و معامى ، زمين ناشناخته است ، و اغفال الارض ، زمينهايى را گويند كه آثارى در آنها نيست ، حلقه ، زرهها را گويند ، و حافر ، مشتمل بر اسب و يابو و استر و درازگوش است ، حصن قلعههاى ايشان باشد ، و ضامنه ، نخلى است كه در حصن خود دارند ، و معين ، آب ظاهر و دائم را گويند ، و اين كه گويد احشام شما عدل نمىشود ، به آن معنى است كه جز در چراگاهها و مواضعى كه دارند مورد محاسبه صدقات قرار نمىگيرند و به اين منظور از آن موضع به جاى ديگر رانده نمىشوند ، و اين كه گويد منفردهاى شما به شمار در نمىآيد بدان معنى است كه احشام منفرد با هم جمع نمىشوند تا در مجموع به نصاب زكات رسند و ميان افراد پراكنده ، جمع زده نمىشود .
عباس بن هشام كلبى از پدر خود و او از جدش روايت كرد كه رسول الله ( ص ) خالد بن وليد را سوى اكيدر فرستاد و او ، وى را نزد پيامبر آورد و مسلمان شد و عهدنامهيى براى وى بنوشت .
زمانى كه پيامبر ( ص ) رحلت كرد ، او از دادن صدقات خوددارى كرد و عهد خويش بشكست و از دومة الجندل خارج شد و به حيره رفت و در آنجا عمارتى ساخت و به ياد دومة الجندل آن را دومه ناميد . حريث بن عبد الملك برادر اكيدر با حفظ ما يملك خود
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٩١