به واسطهء گياه و علف نيكو حال كند و نيز مسافران از آن رنج يابند و بناها بيران شوند و در آن صاعقهها باشد كه به مردم مضرّت رساند . و نيز به باد مانند كرده است كه مادّهء روح است و سبب آبستنى درختان باشد و به واسطهء او ابرها حركت يابند و كشتيها در دريا روانه شوند و گاه باشد كه به بسيار مردم زيان كند . و به فصل تابستان و زمستان مانند كرده است كه در پى ايشان صلاح حرث و نسل باشد ؛ و حيات جانور و نشوونماى آنچه برويد ؛ و از ايشان ضرر گرما و سرما نيز باشد . و به شب نيز مانند كرده است كه خداى تعالى /
a
9 / شب را سكن و لباس مىخواند 52 ؛ و مع هذا در شب حشرات زمين و سباع ضرر رسانند ، و تنها و معلول و مسافر در بيابان از آن مستوحش شوند . و به روز نيز تشبيه كرده است كه خداى تعالى هم او را روشن آفريد و سبب زندگى ساخت 53 و در آن غارتها و جنگها واقع شود و در نيمروزهاى آن به تابستان رنج و تعب به سبب گرما ظاهر شود .
ذمّ مذكور 54
بعضى از حكما گفتهاند كه : از سلطان حذر كن كه با هركه دوستى كند مال او بستاند و با هركه دشمنى كند سر او بردارد .
و گفتهاند : زودتر چيزى كه از حالىبهحالى گردد ، دل سلطان بود .
و گفتهاند : مستى سلطنت سختتر از مستى شراب است . 55
و سه چيزند كه ايشان را امان نيست : پادشاه و زمان و دريا . 56
و از جملهء مستى سلطان آن است كه راضى شود بىسببى معلوم ، و خشم گيرد بىسببى معلوم .
و حكما گويند : مخاطره كرد با نفس خود هركه در ميان دريا سباحت كرد و از آن سختتر مخاطرهء آن است كه خدمت سلطان اختيار كرد . 57
و يكى از ملوك حكيمى را ديد ، گفت : چيست تو را كه پيش ما نمىآيى ؟ گفت : چه آيم پيش تو كه اگر مرا نزديك كنى ، مرا در فتنه اندازى و اگر دور كنى ، اندوهگن كنى . /
b
9 /