تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

د مدح عمل سلطان و خدمت او

معاويه بسيار گفتى : زمانه ماايم . هركه را بلند گردانيم ، بلند شود و هركه را بنهيم و بيفكنيم ، كم‌قدر شود . 60 و بعضى علما را عتاب و ملامت مىكردند كه عمل سلطان طلب مىكرد . گفت : يوسف پسر يعقوب - عليهما السلام - با نبوّت و شرف اصل ، او نيز طلب كرد . غير انبيا اولىتر كه طلب كنند . قال اللّه تعالى حكاية عنه :
اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
. و مثال سلطان كه نزديكان را بيشتر نوازد و دلدارى كند ، جز از آن كسان كه افضل باشند ، چون رز است كه به درخت بلند درنياويزد ، بلكه /
a
10 / به آن‌كه به او نزديكتر باشد . و چهار چيزند كه اندك آن اندك نشمارند : سلطان و آتش و بيمارى و دشمنى . و از امثال عجم است : هركه در پى شير رود شكار بامزه او را كم نباشد . 61 و از امثال اهل بغداد است : غبار عمل السّلطان خير من زعفران العطلة . 62 و يونس نحوى 63 گفتى : الولاية و كلّ مدح و العزل و كلّ ذمّ 64 . و چهار چيزند كه از خدمت ايشان شرم نبايد داشت : سلطان و فرزند و مهمان و مال خويش .