( 494 ) . السّماع غذاء الروح . . . .
سماع غذاى روح است ، و همانگونه كه طعام و شراب غذاى بدن است ، و گفتهاند : سماع غذاى گوشهاست .
در كتاب التمثيل و المحاضرة شبيه به مطلب مذكور چنين آمده است : « الغناء الفائق غذاء الروح » .
اللطائف ، ص 159 ؛ يواقيت ،
A
72 ؛ التمثيل و المحاضرة ، ص 207 .
( 495 ) . حطيئة
ابو مليكه ، جرول بن اوس بن مالك عبسى ، معروف به حطيئة ، اين شاعر كه در سال 45 ق وفات يافت ، روزگار جاهليّت و اسلام را درك كرده است . وى در عهد حضرت پيامبر شرف اسلام يافته و چندين مرتبه به كفر اصلى خود بازگشته و تجديد اسلام نموده است . وى نيز از شاعرانى است كه بسيار هجو مىگفتند تا حدّى كه پدر و مادرش و حتى خود را هجو كرده است .
الشعر و الشعراء ، ص 180 ؛ الأغانى ، ج 2 ، ص 77 ؛ ريحانة الأدب ، ج 2 ، ص 52 .
( 496 ) . حذر كن از سماع كه آن برسام تيز است .
برسام ، بيمارى است كه اندرون سينه ورم باشد . و در حدود الأمراض نوشته كه به عربى آن را ذات الجنب گويند .
غياث اللغات ، ذيل كلمهء برسام .
( 497 ) . و لست أشترى الريح بالروح .
من باد را با روح نمىخرم .
اللطائف ، ص 160 .
( 498 ) . سهل بن هارون
ابو عمرو ، سهل بن هارون دشت ميشانى متولّد سال 215 ق و مشهور به بزرجمهر الإسلام است . وى از شعراى شعوبيه بوده و دربارهء ايرانيان تعصّب داشت و به اعراب علاقهاى نداشت . او كه ايرانى الأصل است به خدمت هارون الرشيد و سپس مأمون عبّاسى درآمد . از آثارش : تدبير الملك و السياسة و الإخوان را مىتوان نام برد .
الأعلام ، ج 2 ، ص 211 ؛ ريحانة الأدب ، ج 8 ، ص 266 .
( 499 ) . و طعام در ديگهاى آبگينه خوشتر بود . . . .
از اين عبارت چنين مىتوان فهميد كه در روزگار ثعالبى مانند روزگار ما از ديگهاى شيشهاى براى