( 257 ) . الفاقة الموت الأكبر .
فقر ، بزرگترين مرگ است .
اين عبارت از زبان برخى به صورت « الفقر الموت الأكبر » و در كتاب ربيع الأبرار به صورت « الفقر الموت الأكبر » آمده و به امام على - عليه السلام - منسوب شده است .
ربيع الأبرار ، ج 4 ، ص 149 ؛ التمثيل و المحاضرة ، ص 395 ؛ يواقيت ،
B
35 .
( 258 ) . كاد الفقر أن يكون كفرا .
نزديك است كه فقر به صورت كفر درآيد .
مولانا حديث را چنين تضمين كرده است :
صوفيان تقصير بودند و فقير * كاد فقر أن يكن كفرا يبير
الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 266 ؛ التمثيل و المحاضرة ، ص 395 ؛ اللطائف ، ص 72 .
مثنوى ، ج 2 ، بيت 517 ( به نقل از : احاديث و قصص مثنوى ، ص 171 ) .
( 259 ) . إذا قلّ مال المرء قلّ حياؤه . . . .
علاوه بر برخى آثار ثعالبى اين دو بيت در المحاسن و المساوئ بيهقى بدون انتساب به كسى آمده است .
التمثيل و المحاضرة ، ص 395 ؛ اللطائف ، ص 72 ؛ يواقيت ،
A
36 .
( 260 ) . صالح بن عبد القدّوس
زادگاه و محل رشدش بصره است . در اصل و نژاد او اختلاف است ؛ بعضى گفتهاند عرب است و از قبيله ازد . او در اعتقاد به ثنويت با بشّار بن برد همكيش است . بنابر بيشتر روايتها در روزگار مهدى به سال 167 ق به جرم زندقه در بغداد به دار آويخته شد . وى شاعرى توانا بود و بيشتر ، اشعارى پندآميز و لبريز از امثال مىسروده است .
معجم الأدباء ، ج 4 ، ص 268 ؛ تأثير پند در ادب عرب ، صص 290 - 296 ؛ ترجمهء ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب ، ص 351 .
( 261 ) . بلوت أمور الناس سبعين حجّة . . . .
من با مردم محشور شده و در طىّ هفتاد سال كارهاى آنان را آزموده و سرد و گرم روزگار را چشيدهام . در اين مدّت ، پس از ايمان ، بهتر از توانگرى نديدهام و پس از كفر بدتر از فقر .
اللّطائف : با اختلاف « لا بست » به « جرّبت » .