سز مدح جوانى « 1 »
در حديث است : أوصيكم بالشّباب خيرا فإنّهم أرقّ أفئدة ، إن اللّه تبارك و تعالى بعثنى بشيرا و نذيرا فحالفنى الشّباب و خالفنى الشّيوخ . پس اين برخواند :
فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ
. فرمود - عليه السّلام - كه : شما را وصيّت مىكنم كه به جوانان نيكى خواهيد كه دلهاى ايشان تنكتر است ؛ يعنى در آن رقّتى و رحمتى است ، و خداى تعالى مرا به خلق فرستاد بشارتدهنده و بيمكننده . پس جوانان در عهد من آمدند و پيران مخالفت كردند ، و معنى آيت اين است كه خدا غايت ايشان دراز كشيد ، پس دلهاى ايشان سخت شد .
و عطاء خراسانى گويد : حاجات نزد جوانان سهلتر باشد كه نزد پيران . ننگرى به آنكه يوسف - عليه السّلام - برادران خود را گفت :
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ
: هيچ سرزنشى و ملامتى نيست بر شما ، خدا شما را بيامرزد و يعقوب گفت :
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ
: طلب آمرزش كنم براى شما .
و صولى ياد كند در كتابى كه براى مقتدر باللّه ساخته است و آن را فضل الشّباب على المشيب نام نهاده كه درازى و كوتاهى عمر ، با پسافتادهاى را مقدّم نكند و در پيش
هامش
( 1 ) . در بالاى اين واژه در س كلمهء « جوانان » نوشته شده است .