و گفتهاند : وامدار خوار و ذليل باشد به روز ، و غمگين باشد به شب 595 .
و گفتهاند : وام غلّ خدا است در زمين ؛ چون خواهد كه بندهاى را ذليل كند از آن طوقى در گردن او اندازد .
و عبد الملك بن صالح گويد : ما استرقّ الأحرار بأفظع من الدّين 596 : بنده نكرد آزادان را چيزى هولتر و گرانتر از دين .
و خبّاز بلدى 597 را است :
شعر
إذا استثقلت أو أبغضت قوما « 1 » * و سرّك بعده حتّى التّنادى
فشرّده به قرض دريهمات * فإنّ القرض داعية البعاد 598
چون گران و دشمن دارى قومى را و شاد كند تو را دورى او تا به قيامت ، او را دور كن و برمان به قرض خواستن درمكهايى چند ، كه قرض موجب /
b
79 / دورى است .
هامش
( 1 ) . مترجم « قوما » را در حاشيه به « شخصا » تصحيح نموده است .