سو مدح وام
عايشه - رضى اللّه عنها - وام خواستى بىآنكه محتاج بودى . در اين معنى از وى سؤال كردند ، گفت : هركه بر او وامى باشد و در نيّت او گزاردن آن باشد ، خداى تعالى با او باشد تا گزاردن آن وام . پس من دوست مىدارم كه خداى تعالى با من باشد 591 .
و جعفر صادق - رضى اللّه عنه - مىگويد : المستدين تاجر اللّه فى أرضه .
و در حديث آمده است كه : بر در بهشت نوشته است /
a
79 / : صدقه به ده مثل آن و قرض به بيست . گفتند : يا رسول اللّه ! چرا چنين است ؟ گفت : از بهر آنكه صدقه باشد كه در دست توانگرى افتد ، و صاحب قرض وام نخواهد الّا براى حاجتى به ضرورت 592 .
و بعضى از سلف گفتهاند : اگر مال خود را دوبار به قرض بدهم دوستتر باشد پيش من كه يك بار به صدقه دهم .
و در خبر است : هركه وام كند و در دل او گزاردن آن باشد ، خداى تعالى در آن بركت كند و او را بر قضاى دين او يارى كند 593 .
ذمّ وام
در خبر است : لا وجع كوجع العين و لا همّ كهمّ الدّين 594 .