و نيكوتر آنچه گفتهاند در حقّ هديّه به ملوك فرستادن قول احمد مأمونى است :
شعر
على العبد حقّ فهو لابدّ فاعله * و إن عظم المولى و جلّت فضائله / a 78 /
ألم ترنا نهدى إلى اللّه ماله * و إن كان عنه ذاغنى فهو قابله 588
بر بنده حقّى است لابدّ آن را در فعل مىآورد و اگرچه خداوند از آن بزرگتر است و فضايل او بسيار است . نمىبينى كه ما مال خدا را هم به او مىفرستيم ، و اگرچه او به آن محتاج نيست ، امّا آن هديّه قبول مىكند ؟
و بعضى از كتّاب به دوستى نويسد : وجدت المودّة منقطعة مادامت الحشمة عليها مسلّطة و ليس يزيل سلطان الحشمة إلّا المؤانسة و لا تقع المؤانسة إلّا بالمهاداة و الملاطفة : دوستى را يافتم بريده ، مادام كه خويشتن كشيدگى و احتشام بر او مسلّط و حاكم باشد ، و احتشام را زايل نكند إلّا با يكديگر انس گرفتن ، و انس واقع نشود مگر به يكديگر هديّه فرستادن .
و ابو العيناء به بعضى وزرا نويسد : بعثت إلى الوزير أيّده اللّه بباكورة عنب فإن كنت سبقت المهدين إليها فلى حقّ السّبق ، و إن كنت مسبوقا فلى نيّة المجتهدين : فرستادم به وزير نوباوهء انگور ؛ اگر من بر ديگر هديّه فرستندگان سبق بردهام ، پس [ مرا ] حقّ سابقى است ، و اگر بر من سبق بردهاند در هديّهء انگور ، پس مرا نيّت جهدكنندگان است .
و در خبر /
b
78 / آمده است : الهديّة رزق من اللّه جلّ جلاله فمن أهدى إليه شىء فليتقبّله . 589
ذمّ هديّه
به عمر بن عبد العزيز هديّه فرستادند بازپس فرستاد . او را گفتند : مصطفى - عليه السّلام - هديّه قبول مىكرد و صدقه مكروه مىداشت . گفت : اگر هديّه ، او را هديّه بود ما را رشوت است ، و او رشوتدهنده و رشوتستاننده را لعنت كرده است 590 .
و به حاكمى هديّه فرستادند ، آن را مكروه داشت و بر آن جزع نمود . اصحاب او ، او را بر آن عتاب كردند . گفت : اگر ابتدا كرده است به من ، به اين هديّه مرا ملتزم منّت او بايد