نط در مدح ماه
قمر نور خدا است و يكى از نيّرين ، و به واسطهء او شب چون روز مىشود ، و هر رويى نيكو را به او تشبيه كنند .
و در /
a
71 / حكايات مىآيد كه اعرابى در شبى شترى گم كرده بود و هرچند طلب كرد نيافت ، كه ماه طالع نبود . چون ماه برآمد شتر را يافت پس [ دست ] به خدا برداشت و گفت : أشهد لقد أعليته و جعلت السّماء بيته : گواهى مىدهم كه بلند گردانيدهاى ماه را و آسمان خانهء او كردهاى . پس نظر به قمر كرد و گفت : إنّ اللّه تعالى صوّرك و على البروج دوّرك و إذا شاء قوّرك و إذا أراد كوّرك ، فلا أعلم لك مزيدا على ما هو لك و لئن أهديت إلى قلبى سرورا ، لقد أهدى اللّه إليك نورا : خداى تعالى تو را صورت كرد و روشن كرد و در برجها بگردانيد تو را ، و چون خواهد نور كم گرداند و چون خواهد گرفته گرداند و بر اين زيادتى نمىدانم تو را ، و اگر به دل من شادى فرستادى خدا به تو روشنى فرستد . پس انشاء كرد اين دو بيت را :
شعر
ماذا أقول و قولى فيك ذو خطل * و قد كفيتنى التّفصيل و الجملا
إن قلت لا زلت علويّا فأنت كذا * أو قلت زانك ربّى فقد فعلا 545