از خمر ببريدم ، چون نزديك من درست شد كه خمر آفت هر طاعتى است و نديد چشم من در خمر نيكىاى ، مگر آنكه جمع مىكند دوستان را ساعتى .
للميكالى :
شعر
تركت النّبيذ و شرّابه * و صرت حديثا لمن عابه
شراب يضلّ سبيل الرّشاد * و يفتح للشّرّ أبوابه 485
بگذاشتم شراب را و خورندگان آن را ، و حديثى شدم آن كس را كه عيب كند آن را . آن شرابى است كه گم كند راه راست را ، و درهاى شرّ بگشايد .