طوى » كفشت را در آرتو ، بسرزمين پاكيزهئى گام نهادهاى ، از همانجا تا نجف پياده راه را پيمود ، از اين قضايا ميتوان پى برد ، در آن عصر دولت ايران و تركيه نيرومندترين دولتهاى وقت بودند ، و غير اين دو سرگردان بين اين دو دولت بودند ، كه بحسب ظروف و اوقات ، گاهى زير نظر ايران و گاهى تركيه به وضع خود ادامه ميدادند .
شاه طهماسب و تشيع
طهماسب ، نسبت به مذهب شيعه ، همان روش پدر را پيش گرفت ، در بزرگداشت دانشمندان و دينداران بيش از اندازه كوشا بود ، تا به آنجا كه امور كشور را ، بمحقق دوم فقيه زمانش واگذار كرد « 1 » ، و بمحقق اظهار داشت : تو از من به ادارهء امور كشور ، سزاوارترى ، زيرا بحقيقت تو جانشين امام زمان هستى و من يك مأمور اجرا هستم كه اوامر تو را بمورد اجرا ميگذارم ، بهمهء استانداران و صاحبمنصبان بخشنامه كرد ، كه فرمانبردار شيخ باشند ، خواستهها ، و راهنمائىهايش را عملى سازند ، شيخ هم قوانين الهى را در ادارهء مملكت به كار ميبرد ، براى مساجد امام و براى مدارس مدرس ، جهت نشر دين و مذهب شيعه گويندهها برگزيد ، مرمتكارى و تعمير حائر حسينى ، توسعهء صحن ، تجديد منارهئيكه معروف بمنارة الفيل بود از آثار شاه طهماسب است ، بسال 919 به دنيا آمد ، 930 بسلطنت رسيد ، 984 از جهان رفت . دوران زمامداريش 54 سال بود . فرزندان بسيارى از خود بجاى گذاشت .
فرزندانش بر سر سلطنت ، بزدوخورد پرداختند ، يكى از فرزندانش بنام اسمعيل دوم ، بر ساير برادران پيروز گشت ، زمامداريش يكسال و چند ماه بيشتر نشد ، سپس برادرش محمد خدابنده كه نابينا ،
هامش
( 1 ) - شيخ على عبد العال .