كشت . اين بود رفتار ناپسند پادشاهان مسلمان با يكدگر .
شاه اسماعيل و تشيع
پراون خاورشناس بزرگ ، و متخصص در ادبيات ايران در كتاب « ادب در ايران » كه به عربى ترجمه شده است بنام الادب فى ايران صفحهء 20 ط 1954 م مينويسد :
فاطميين مصر سرسختترين دشمنان بنى عباس بودند . هم از نظر مذهبى و هم سياسى ، و اينان يكى از دو گروه انبوهى هستند كه پيروان على بن ابيطالب به اين دو منقسم ميشوند يكى اسماعيليه ، كه فاطميين به آنان انتساب دارند و گروه بزرگ ديگر شيعهء دوازده امامى هستند كه پارسىزبانان هميشه به اين دسته متمايل بودند ، تا اينكه هنگام تشكيل دولت صفويه بدست شاه اسماعيل تشيع را مذهب رسمى خود قرار دادند ، و اين جريان بسال 908 ه بود . شاه اسمعيل بخشنامه به همهء مؤذنين ، كشور صادر كرد ، و به گفتن حى على خير العمل الزام نمود ، نام مبارك حضرت امير عليه السلام و خاندانش را بر سكه نقش كرد ، مبلغينى بكشورهاى همسايه اعزام داشت ، تا مذهب شيعه را نشر دهند ، در سال 914 رهسپار بغداد شد ، مردم با بىصبرى انتظار مقدمش را داشتند ، روز 25 ج 2 وارد بغداد شد ، و فوق العاده جمعيت خوشحال شده و اظهار سرور مىنمودند براى اجلال و بزرگداشتش قربانى فراوانى كردند ، و بدادگرى او پناه آوردند ، روز بعد بلافاصله ، بار سفر كربلا بست . پس از ورود ، مراسم زيارت را برگذار ، و شب را تا بامداد در حرم مطهر بسر برد ، درحاليكه خود را روى تربت سالار شهيدان افكنده بود ، سپس دستور ساختن صندوق