پس از ديگرى بدست سربازان ايران افتاد تا اينكه آذربايگان ، اراضى درياى قزوين و ديار چراكسه ، عراق ، موصل ، ديار بكر ، كردستان و توابع آن به زير پرچم ايران بازگردانده شد و اين موفقيتهاى نظامى در سايهء آزمايشها و تمرين باسلوب تازه نصيب ايران آن روز شد ، اىبسا كه سربازان طرف دوبرابر ارتش ميشد ، پس از پيروزى پايتخت را كه در قزوين و تبريز بود به اصفهان ، منتقل كرد .
شاه عباس ، و آبادانى
كمتر پادشاهيرا ميشناسيم ، كه مانند شاه عباس روح عمران و آبادانى در وى دميده شده و مغزش را در اين جهت چنان به كار اندازد كه شب و روز وقتش را براى آسايش و رفاه ملت صرف نمايد . جدا اين شاه خردمند خود و خزانه و آنچه از املاك و غيره كه در تصرفش بود ، براى اصلاح ويرانىها در اختيار ملت گذارد .
نخستين هدفش كار و خدمت براى منافع همهگانى بود . عمل نيكو ، نمونهء اعلاى زندگى وى بشمار ميرفت ، بطوريكه آثار و يادگاريهايش ، تا به امروز خودنمائى مىكند ، و گواه گويايى است بر نوشتهء ما .
بطور مسلم ، پادشاهيكه در آن عصر تاريك ، همهء رفتارش بر وفق طبيعت انسانى و مصالح اجتماعى باشد ، فردى خارق العاده است ، و اينك مىپردازيم به نمونههائى از خدمات ارزندهاش :
1 - دستهاى از ارامنه و غير آنان را ، كه وارد بامور بازرگانى و فنى و صنعتى بودند ، تشويق نموده و نزديك اصفهان ، شهرى را بنام جلفا ، براى آنها ساخت ، كه داراى بازار و كنيسه نيز بود و آزادى دينى به آنان داد .
ايرانيها ، اقسام كارهاى فنى و امور صنعتى را از ايشان فراگرفتند ،